* ( « وَهُوَ اَلْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِه » 6 : 18 ( 1 ) . و در بعض نسخ « خلاص از هر امير » يعنى امير مجازى و مأمور حقيقى .
( ( 3389 ) ) با حضور آفتاب با كمال * رهنمايى جستن از شمع و ذبال
ن 1208 1 - ك 402 10
ذبال : جمع ذباله ، فتيله . و در بعض نسخ « هلال » .
( ( 3390 ) ) با حضور آفتاب خوش مساغ * روشنايى جستن از شمع و چراغ
ن 1208 2 - ك 402 10
مساغ : گوارايى . تشبيه آفتاب است به آب گوارا . چه نور و آب - هر دو - مظهر حياتند . و اصل سوغ در مشروبات استعمال شود .
( ( 3394 ) ) در شب ار خفاش كرمى مىخورد * كرم را خورشيد هم مىپرورد
ن 1208 5 - ك 402 12
خورشيد هم : اين نسخه أنسب به مقام ، و اظهر است از نسخهء « خورشيد جان » . چه خورشيد جان ، شمس الحقيقة است ، و اينجا شمس عالم صورت مراد است .
( ( 3397 ) ) گر به شب جويد چو خفاش او نمو * در ادب خورشيد مالد گوش او
ن 1208 9 - ك 402 14
مالد گوش او : چه هر كه اعقل ، تكليفش اشكل است . و هر كه اقرب ، آدابش اصعب
( ( 3399 ) ) مالشت بدهم به زجر از اكتئاب * تا نتابى سر دگر از آفتاب
ن 1208 11 - ك 402 15
اكتئاب : حزن .
( ( 3400 ) ) آن چنان كه يوسف از زندانيى * با نيازى خاضعى سعدانيى
ن 1208 14 - ك 402 18
سعدان : به ضم سين ، اسعاد و نصر . و به فتح ، از اعلام است . و نيز گياهى است ، و مناسب نيست .
( ( 3403 ) ) كى دهد زندانيى در اقتناص * مرد زندانىّ ديگر را خلاص
ن 1208 17 - ك 402 19
اقتناص : در دام بودن .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء انعام ، آيهء 18 . .