( ( 1514 ) ) بعد از آن يمشى سويًّا مستقيم * نى على وجه مكبّا او سقيم
ن 457 14 - ك 161 13
يمشى سويّا : اقتباس است از كريمهء « أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِه أَهْدى أَ مَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » 67 : 22 يعنى آيا كسى كه برود منكوس بر روى خود راه يافته تر است يا كسى كه برود درست بر راه راست . ( 1 )
( ( 1519 ) ) او نيفتد در گمان از طعنشان * او نگردد دردمند از طعنشان
ن 457 19 - ك 161 15
طعنشان : بايد يكى لعنشان باشد تا ايطا نشود يا يكى به طاء مهمله و دوم به ظاء معجمه بمعنى كوچيدن و دورى كردن باشد .
( ( 1531 ) ) آن سوم و آن چارم و پنجم چنين * در پى ما غم نمايند و حنين
ن 458 12 - ك 161 23
غم نمايند و حنين : به حاء مهمله ناله يعنى اظهار غم و ناله كنند .
( ( 1532 ) ) تا چو سى كودك تواتر اين خبر * متفق گويند يابد مستقر
ن 458 13 - ك 161 24
تواتر : پى هم آمدن .
( ( 1539 ) ) اختلاف عقلها در اصل بود * بر وفاق سنّيان بايد شنود
ن 458 22 - ك 161 29 اختلاف عقلها : چنان كه در اخبار و آثار اختلاف عقلها و طينتها از عليين و سجين و باز اختلاف عليين بمراتب و سجينى بمراتب مأثور است و اعتدال بىاعتدال است و چنان كه عقول كسبيه مختلفند همچنين عقول فطريه و تفاوت از تفاوت استدعا عين ثابت خودشان در علم بر خواسته و انجام بر طبق آغاز است و اختلاف استدعاء اعيان ثابته به اختلاف استعداد مواد مىماند اَلْعَطيّاتُ بِقَدْرِ القابليّات « أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها » 13 : 17 ( 2 ) پس بر نهج عدل هر ماده را صورتى و هر ماهيّتى را وجودى داده است .
( ( 1545 ) ) تو بگو دادهء خدا بهتر بود * يا كه لنگى راه وارانه رود
ن 459 6 - ك 161 32
راه وارانه : كلمه نه در تركيب افاده لياقت و سزاوارى كند چون ملوكانه و بزرگانه .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء ملك آيهء 22 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء رعد آيهء 17 . .