چشم او من باشم : اشارت است به حديث قدسى مشهور كه إنَّ الْعَبْدَ لَيَتَقَرَّبُ إلَيَّ بِالنَّوافِلِ حَتَّى أحْبَبْتَه فاِذا اَحْبَبْتُه كُنْتُ سَمْعَه الَّذى يَسْمَعُ بِه وَبَصَرَه الَّذى يَبْصُرُ بِه وَيَدَه الَّتى يَبْطَشُ بِها . ( 1 ) و اما لغت بعضى الفاظ : پس
ن 630 18 - ك 217 24 تا ازو گردى گريزان در خدا : يعنى در خلوت . در حديث قدسى است اُذْكُروُنى فِى الخَلَاءِ اَذْكُرْكُمْ فِى الْمَلَاءِ الأَعْلى . ( 2 ) بدان كه مقصود از اذكار و دعوات معرفتِ حضرتِ حق - سبحانه و تعالى - است . و غايت معرفت ، فناء در حضرت است . پس هر چه مُذكَّر باشد آن حضرت را ، از براى سالك مطلوب است - چه به اختيار و چه به اجبار ، مانند بلايا و مِحَن . چنان كه شيخِ مِيهنى فرمايد :
و چون مرآت نفس ناطقه به منزلهء ماده است ، لهذا حكما او را در اول مراتب عقل هيولانى گويند ، و ماده را از صورت ناگزير است . و چنان كه مادهء جسمانيه به صور طبيعيه مصوَّر مىشود ، مادهء عقليه به صور مجردات بايد مصوّر شود ، اوّل به دانش احكام و صفات و ذواتِ آنها ، و در ثانى به نحو تخلَّق و تحقّق به آنها . پس مقصود از دعوات و حاجات و استغاثات ، همين مطلبِ كلَّى است ، كه ذكر و تصوّر و تصوير باشد . پس از آن جا كه فرمودهاند : اتَّقُوا فِراسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإنَّه يَنْظُرُ بِنُورِ الله ( 3 ) بايد مؤمن زيرك باشد ، و فريفته ى بر آمدن حاجات جزئيهء منقطعه