اَلأَشْياءَ كَما هِيَ ( 1 ) - پس او را از چشم عشاق ببين ، كه :
پس آفتاب را - مثلًا - از چشم آفتاب پرست ببين ، و ليكن آفتاب پرست مَشو بل أعظِمْ شعائر الله ، و خليل آسا بگو * ( لا أُحِبُّ اَلآفِلِينَ 6 : 76 ( 2 ) ، و * ( وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضَ . 6 : 79 ( 3 ) و به لسان الغيب نغمه سرايى كن كه : اى آفتاب آينه دار جمال تو پس از باب تعظيم شعائر الله ملاحظه كن كه اگر شخص انسانى فيضش به هزار هزار مخلوق - مثلًا - برسد چگونه او را تعظيم مىكنند و او را خير مىدانند و نصب العين مردم مىشود و العظمة لله و جل الخالق مىگويند پس چه مىگويى در باب شمس كه سلطان الكواكب بلكه سلطانِ عالمِ طبيعى است و حيات و نشو درين عالم از اوست و او سراجِ عالم است و فاعل نهار است و فيض او به جميع جمادات و نباتات و حيوانات مىرسد و عام است . و همهء كواكب با آن كه اضعاف مضاعفهء اويند ، اگر متصل شوند در شب ، انارتِ او را نمىتوانند كرد و در روز انوار كواكب در تحت سطوع نور او مقهورند ، چه مظهر قهاريت نور الانوار است كه * ( الله نُورُ اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ . 24 : 35 ( 4 ) و كُلِّ وجودات بالنسبة الى حقيقة الحقائق هكذا . و بالجمله اوصاف كماليهء شمس اگر چه بسيار است ، لكن كلّ ذلك بقدرة العزيز العليم * ( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ الله عَلَيْكُمُ اَللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ اَلْقِيمَةِ 28 : 71 فَمَنْ يَأْتيكُمْ بِضِياءٍ ؟ و چنان كه مولوى اشارت فرموده چون دليل بر ربّ جليل است ، خليل سالك سبيل است . و ثانياً ترقى فرمود كه « بلكه ازو كن عاريت . . . » ، يعنى از خود مطلوب ديده وام كن براى ديدنِ مطلوب . چنان كه شاعر گويد :