ن 539 3 - ك 188 4 آب از جوشش : يعنى اگر سبب بخواهى آب چنان كه ماده هوا مىشود چون آب جوشان ديگ كه بخار مىشود و بخارها هوا مىشود و به تدريج از غليان تمام مىشود و هوا از شدت سردى آب مىشود مثل هوايى كه محيط به طاسى باشد كه مكبوب بر يخ باشد پس بر پشت آن طاس قطرات آب قرار مىگيرد و هر قدر از پشت طاس تنحيه مىكنى باز قطرات ديگر قرار مىگيرد پس معلوم است كه هوا از شدت سردى طاس منقلب به آب مىشود و اما سبب برودت هوا در اين معجزهء محمديه ( ص ) تصور آن جناب چه تصورات منشا امور طبيعيه مىشوند در ابدان از گرمى و سردى و سرخى و زردى و حركات و سكنات پس از تصور امر ناملايمى در حين غضب بدن گرم مىشود و از تصوّر امر مخوفى بدن سرد و رو زرد مىشود پس تصور قوى و علم فعلى نبى ( ص ) كه وجودش مشية الله و قدرة الله است « وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ الله رَمى » 8 : 17 ( 1 ) عدل گواهست البته منشأ انقلاب هوا به آب يا اجتماع اجزاء بخار كه در هوا مغمور است بشود بلكه چنان كه بىاسباب تكوين نوع آب از عدم ذاتى و دهرى كردند انشاء آب از عدم بقدرة الله كنند .
شرح مثنوى — صفحة 140
مساهمون: مصطفى بروجردى
ص١٤٠
( ( 3144 ) ) كش كشانش آوريدند آن طرف * او فغان برداشت پر تشنيع و تف
ن 538 18 - ك 187 40
پر تشنيع و تف : يعنى مملو از طعنه و از حرارت غضب .
( ( 3151 ) ) آب از جوشش همىگردد هوا * و آن هوا گردد ز سردى آبها
( ( 3155 ) ) چون سببها رفت بر سر مىزنى * ربّنا و ربّناها مىكنى
ن 539 7 - ك 188 6
چون سببها رفت : وقت مرگ .
( ( 3156 ) ) رب مىگويد برو سوى سبب * چون ز صنعم ياد كردى اى عجب
ن 539 8 - ك 188 6
رب مىگويد : بطور تقريع .
( ( 3158 ) ) گويدش ردّوا لعادوا كار تست * اى تو اندر توبه و ميثاق سست
ن 539 10 - ك 188 7
ردّوا لعادوا : يعنى اگر بر گرديد به دنيا هر آينه عود خواهيد كرد بسوى چيزى كه نهى شدهايد .
( ( 3162 ) ) كرده اى رو پوش مشك خُرد را * غرقه كردى هم عرب هم كرد را
ن 539 14 - ك 188 10
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء انفال آيهء 17 . .