تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
( ( 3081 ) ) ليك هم مىدان و خر مىران چو تير * چونك بلَّغ گفت حق شد ناگزير
ن 535 10 - ك 186 39 ليك هم مىدان : يعنى سعادتها موقوف است بر عملها و مقدّر گاهى مقدّر تعليقى است . بلَّغ گفت : « يا أَيُّهَا اَلرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ » 5 : 67 . ( 1 )
( ( 3082 ) ) تو نمىدانى كزين دو كيستى * جهد كن چندانك بينى چيستى
ن 535 11 - ك 187 1 تو نمىدانى : پس شايد سعادت معلق بر عمل تو باشد و بر تكميل و تكميل هم مقضى و مقدّر است بايد بشود و اگر مىدانى عمل كن تا علم اليقين به عين اليقين و عين اليقين به حق اليقين رسد .
دنيا به مثال كعبتين نرد است برداشتنش براى انداختن است
( ( 3085 ) ) گر بگويى تا ندانم من كيم * بر نخواهم تاخت در كشتىّ و يم
ن 535 14 - ك 187 2 كشتىّ و يم : بحر است .
( ( 3088 ) ) هيچ بازرگانيى نايد ز تو * ز آنك در غيبست سر اين دو رو
ن 535 17 - ك 187 4 هيچ بازرگانيى : جواب شرط است كه گر بگويى . . .
( ( 3093 ) ) داعى هر پيشه اوميد است و بوك * گر چه گردنشان ز كوشش شد چو دوك
ن 536 2 - ك 187 8 بوك : گذشت كه بوك مخفف بود كه و كلمهء تمنى است .
( ( 3097 ) ) گويى گر چه خوف حرمان هست پيش * هست اندر كاهلى اين خوف بيش
ن 536 6 - ك 187 10 پيش : به پى فارسى و دوم به باء عربى تجنيس القافيه است .
( ( 3099 ) ) پس چرا در كار دين اى بد گمان * دامنت مىگيرد اين خوف زيان
ن 536 8 - ك 187 11 پس چرا در كار دين : و حال آن كه غبطهء عُظمى و غبن افحش در امر دين است .
( ( 3100 ) ) يا نديدى كاهل اين بازارها * ور چه سودند انبيا و اوليا
ن 536 9 - ك 187 11
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء مائده آيهء 67 . .
شرح مثنوى — صفحة 137 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري