به قول حق تعالى در حكايت از ايشان كه « قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ » 36 : 18 ( 1 ) چه تطيّر در لسان عرب فال بد زدن است .
ن 530 9 - ك 185 4 مسجد طاعاتشان : آن چه در دوزخ به آنان مىرسد لوازم و غايات افعال دنيويه ايشانست و آن جا دار الجزاء و نشاهء وصول به غايات است كه طاعت حركت و عمل است و دار العمل دنياست اَلدُّنْيا مَزْرَعَة الآخِرَة وَالآخرة يوم الحصاد ( 2 ) پس مراد از طاعات ، طاعات تكوينيه است نه تكليفيه چنان كه در دنيا نيز طاعت تكليفيه را گر چه به جا نياورند ولى تكوينيه را داشتند كه امر كن وجودى را همه مطيعند و راهى به تمرّد آن نيست و به آن جهت فرموده : « وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه » 17 : 23 ( 3 ) بر قرائت بعضى و نيز غايت شىء كامل از آن شىء است چنان كه غايت سرير كه جلوس سلطان است صورت كامله آن است كه تا سلطان به عدل و داد بر آن ننشسته است هنوز صورت كامله نپذيرفته است پس غايات اخرويّه به اين معنى هم عمل و طاعت است ديگر آن كه دنيا حقيقت دوزخ است و دوزخ صورت آن است و هر چه در سقر است معنيش در دنياست حق فرموده * ( إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ « 29 : 54 ( 4 ) و اينجا دار العمل است و آن چه اينجا مىبيند مثل صور مناميّه است و آن چه آن جا دريابد مانند تعبير است و الآن در نارند و حميم و زقّوم و ضريع مىآشامند و معبد عبادات تكوينيه است و نيز چون دنيا سجن است سجن معبد مجرمانست چنان كه مىفرمايد كه : هست زندان صومعهء دزد لئيم . فخ : عربى تله است .