تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بخ : به تشديد ، كلمهء تحسين .
( ( 2868 ) ) ز انكه شاه حازمان آمد دلش * تا گلستان و چمن شد منزلش
ن 524 14 - ك 183 8 حازمان : جمع حازم ، از حزم به معنى احتياط است .
( ( 2872 ) ) گفت ان عدتم كذا عدنا كذا * نحن زوّجنا الفعال بالجزا
ن 524 18 - ك 183 10 ان عدتم : اگر عود كنيد شما به كردار چنينى ، عود كنيم ما به مكافات چنانى ، كه ما جفت كرده‌ايم فعل را به جزاى او .
( ( 2874 ) ) جفت كرديم اين عمل را با اثر * چون رسد جفتى رسد جفت دگر
ن 524 20 - ك 183 11 جفت : چنان كه دو قرين را گويند ، هر يك را نيز گويند . و از اينجاست قول حق تعالى : * ( وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ « 51 : 49 . ( 1 )
( ( 2875 ) ) چون ربايد غارتى از جفت شوى * جفت مىآيد سوى او شوى جوى
ن 524 21 - ك 183 12 سوى او : در بعض نسخ : پى او . و اوّل اوّلى است كه جناس شود .
( ( 2890 ) ) زفت گردد پاك شد در سايه اى * كاهلى سيرى غرى خود رايه اى
ن 525 16 - ك 183 21 غرى : غر اگر به فتح غين معجمه باشد در فارسى به معنى مردم بد دل و اگر به ضم باشد مردم و به خايه مفتوق و اگر به كسر باشد مخفف غر فريب خور و عربى باشد مثل المؤمن غرٌّ كريم .
( ( 2895 ) ) شكر نعمت خوشتر از نعمت بود * شكر باره كى سوى نعمت رود
ن 525 21 - ك 183 24 شكر باره : يعنى شكر طرز و روش چه باره به باء موحده را در فارسى معانى چند است و اينجا اين معنى مناسب است و همچنين به معنى دوست .
( ( 2897 ) ) نعمت آرد غفلت و شكر انتباه * صيد نعمت كن به دام شكر شاه
ن 526 1 - ك 183 25 انتباه : بيدار شدن و آگاه شدن .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ذاريات آيهء 49 . .
شرح مثنوى — صفحة 125 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري