ن 263 10 - ك 99 33 صِبْغَةَ الله وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله صِبْغَةً 2 : 138 ( 1 ) . و اصل اين به حسب مقام تنزيل آيهء شريفه اين بود كه نصارى اولاد خود را در آب زردى كه او را « محموديه » گفتندى فرو مىبردند از جهت تطهير . و چون يكى از ايشان ولد خود را چنين كردى گفتى كه « الآن صار نصرانياً حقاً » ، پس خداوند مجيد تعالى به مسلمانان امر فرمود كه بگوييد « آمنا با لله صبغنا بالايمان و طهّرنا به لا مثل صبغتكم ايها النصارى » . چه قول حق تعالى « صبغة الله » متعلَّق است به قولش پيش از اين كه : * ( قُولُوا آمَنَّا بِالله وَما أُنْزِلَ إِلَيْنا 2 : 136 ( 2 ) الى قوله « صبغة الله » . و اين از باب صنعت مشاكله است كه خداوند تعالى از ايمان خاصةً ايمان حقى شهودى به « صبغ » تعبير فرموده . چه ، هويدا است كه ايمان بىرنگ است ، اگر چه علم اليقين باشد ، چه جاى عين اليقين و چه جاى حق اليقين . پيسها يك رنگ گردد : پيسه ( به پاى فارسى و سين مهمله ) ابلق را گويند . ابو الفرج گويد :
و در صيغهء جمع كلمه كه آخرش « ها » باشد ، جايز است كه بدون « ها » نوشته شود . و مىشود كه به « شين » معجمه باشد . يعنى كارها يكى شود اندر او كه اَلطُّرُقُ اِلَىَ الله بِعَدَدِ أنفاسِ الخَلائِقِ ( 3 ) . و بنا بر اول ، معنى آن است كه رنگهاى مختلف برود و بىرنگى حاصل شود . و اما « پيس » كه برص است ، مَرضىّ نيست .