تصديق براى آن ، در موضعش بيان كردهايم .
عشق تو كمند لطف ماست
زير هر يا رب تو لبيكهاست ( 1 )
ن 393 12 - ك 141 7
درد عشق تو كمند لطف ماست : چه اينها نور ماست كه جذّاب طالبين است الى سماء القرب .
زير هر يا ربّ تو لبيكهاست : يعنى هر يك از درد و عشق تو و نياز و سوز و گداز تو يا رب يا ربى است مانند يا ربى كه حليهء لب است ، بلكه افصح و ابلغ و اصدق از آن . و چون همهء كوششها به اعتبار وجود و وجه اللهى كشش ماست لبيك لبيك ماست .
و فرمود زير هر يك يا رب تو لبيكهاست ، به صيغهء جمع . زيرا كه هر وجود به اعتبار وجه اللَّهى و اضافهء به حق و اِعراب از ضمير مكنونِ غيب مطلق ، كلام حق حقيقى است . و به اعتبار وجه النفسى و اضافه به ماهيّت امكانيه كلام اشياء و حمد و تسبيح و ذكر آنهاست . و وجه النفسى محدود و مقهور و وجه اللَّهى محيط و قاهر است ، چون مقهوريت ظلمت و ظلّ در تحت نور . و از اينجاست كه در حديث قدسى وارد است كه : مَن تَقَرَّبَ إلَيَّ شِبراً تَقَرَّبتُ إلَيه ذِراعَاً وَمَن تَقَرَّبَ إلَيَّ ذِراعَاً تَقَرَّبتُ إلَيه باعاً وَمَن أتانى مَشيًا أتَيتُه هَرَوَلَةً . ( 2 )
جان جاهل زين دعا جز دور نيست
ز انكه يا رب گفتنش دستور نيست ( 3 )
ن 393 13 - ك 141 8
زين دعا : زين ندا اظهر و اولى است ، چه ذكر را اشمل است .
ذكر حق پاك است چون پاكى رسيد
رخت بر بندد برون آيد پليد
ن 392 22 - ك 140 41
رخت بر بندد : ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند .
مىگريزد ضدها از ضدها
شب گريزد چون بر افروزد ضيا
ن 393 1 - ك 140 42
شب گريزد : ظلمت فانى شود در آفتاب .
اسم خواندى رو مسمى را بجو
مه به بالا دان ته اندر آب جو ( 4 )
ن 171 4 - ك 68 18
اسم خواندى : چه اسمهاى لفظيه و ذهنيه و غير اينها بايد مرايى ملاحظهء مسمى باشند .
( ( 1191 ) ) هست لبيكى كه نتوانى شنيد * ليك سر تا پاى بتوانى شنيد
ن 256 6 - ك 97 14
نتوانى : سلب است . و ما بعد اثبات است . پس در كلام صنعت طباق السلب است . و آن لبيك
هامش
( 1 ) در هيچ يك از دو نسخه شعر پيدا نشد . .
( 2 ) مسلم ، ج 8 ، ص 66 . .
( 3 ) در هيچ يك از دو نسخه شعر پيدا نشد . .
( 4 ) در هيچ يك از دو نسخه شعر پيدا نشد . .