تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤

قاصرم : با آن كه در بيان مطلوب قيامت مىكند . چنان كه در بعض اخبار ائمه است كه : اَلبَيانُ هُوَ الاسمُ الأعظَمُ ( 1 ) . و در قرآن مجيد است كه : * ( عَلَّمَه اَلْبَيانَ 55 : 4 ( 2 ) .

( ( 1189 ) ) اين سخنها خود به معنى يا ربيست * حرفها دام دم شيرين لبى است
ن 256 4 - ك 97 13 دم شيرين لبى است : كه : ز ان شه بود در دام اين الفاظ شيرين مصرع : كرده‌اند اين تله در خاك كه عنقا گيرند .
گفت شيطان آخر اى الله گو اين همه الله را لبيك گو ( 3 )
ن 393 5 - ك ندارد گفت شيطان آخر اى الله گو : و در بعض نسخ : اى بسيار گو .
مىنيايد يك جواب از پيش تخت چند الله مىزنى با آه سخت
ن 393 6 - ك 141 3 با آه سخت : در بعض نسخ با روى سخت . و اول صحيح است و اشارت به سوز و درد است كه گاهى قرين عشق است .
او شكفته دل شد و بنهاد سر ديده در خواب ار خضر را در سحر
ن 393 7 - ك 141 4 در سحر : بهتر است از لفظ خضر را در خضر ، اگر چه در لفظ دوم جناس خطى است .
گفت آن الله تو لبيك ماست و آن نياز درد سوزت پيك ماست

ن 393 10 - ك 141 6 گفت : خضر كه لسان الله بود . آن الله تو لبيك ماست : زيرا كه حق جواب و حقيقتش جواب فعلى است كه آن اينجا تحقق به نور حضرت مجيب است ، سيّما در ذكر مقرون به فكر و در عشق مشفوع به درد ، و در ذكر وجودى كه وجود ذاكر ذكر مذكور شود ، چنان كه وارد شده است كه : « أولِياءُ الله هُمُ الَّذينَ يُذَكِّرُكُمُ الله رُؤيَتُهُم ( 4 ) . ديگر آن كه ذكر به حول و قوت اوست ، چنان كه در معنى الحمد لله گفته‌اند كه قدر مشترك ميان مصدر مبنى للفاعل و مصدر مبنى للمفعول مراد است ، كه محموديت - مطلقاً - او راست و حامديت هم به حول و قوّت اوست . و بهترين محامد نيز آن است ، كه وجود حامد به فضايل و فواضل ، شرح فضايل و فواضل محمود حقيقى دهد . و ديگر آن كه عرفا و محققين از حكما به اتحاد عالم و معلوم قائلند ، و معنى تحقيقى حقيق به

هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين ، ج 5 ، ص 188 : البيان الاسم الاعظم الذى به علم كُل شىءٍ . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء الرحمن ، آيهء 4 . .
( 3 ) در هيچ يك از دو نسخه شعر پيدا نشد . .
( 4 ) در المنثور ج 3 ص 310 با اندك اختلاف . .