تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
( ( 350 ) ) موسى آمد در وغا با يك عصاش * زد بر آن فرعون و بر شمشيرهاش
ن 217 9 - ك 85 2 هيجا : و همچنين وغا ، هر دو عربى به معنى جنگ . خود : چو « بود » ، كلاه آهنين و « نه خود » را با نخود جناس مفروق است .
( ( 357 ) ) گفت يا رب آن چه دور رحمت است * آن گذشت از رحمت آن جا رؤيت است

ن 217 16 - ك 85 6 دور رحمت است : چه ، حضرت ختمية ( ص ) ملقّب به « رَحمَةٌ لِلعالَميِن » است . اينجا رؤيت است : چه ، حضرت ختم و سيّد اولاد آدم فرمود : مَن رَآنى فَقَد رَأَى الله ( 1 ) پس موسى ( ع ) چون طالب رؤيت بود آرزومند اين دورهء محمّديه شد ، و حضرت ختم ( ص ) فرمود : لَو كانَ مُوسى حَيّاً ما وَسِعَه إلَّا اتِّباعي ( 2 ) .

( ( 360 ) ) كه تو ز ان دورى درين دور اى كليم * پا بكش زيرا دراز است اين گليم

ن 217 19 - ك 85 7 كه تو ز ان دورى درين دور اى كليم : يعنى حقيقت محمّديه را سعة و انبساطى است كه ادوار سابقه و لا حقه را فرا گرفته است . پس دورهء موسويه مشمول دورهء ختميه است كه فرموده : كُنتُ نَبيَّاً وَآدَمُ بَينَ الماءِ وَالطَّينِ ( 3 ) و قال ايضاً : اوَّلُ ما خَلَقَ الله نُورى ( 4 ) و به باطن مثال اعلاى حق است كه ثانى ندارد ، * ( وَلِلَّه اَلْمَثَلُ اَلأَعْلى 16 : 60 ( 5 ) ، و رحمت واسعه و ظلّ ممدود حق است ، و لهذا خاتم است . و يكى از وجوه قوله تعالى : * ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ 42 : 11 ( 6 ) آن است كه نيست مثل مثل او ( به فتح مثلثة ) چيزى . چه ، سايهء بلند پايهء حق است حقيقت محمديه ( ص ) .

( ( 361 ) ) من كريمم نان نمايم بنده را * تا بگرياند طمع آن زنده را
ن 217 20 - ك 85 8 من كريمم : يعنى تجلَّى به تو نمودم و ترا طالب اصل كردم .
وَ لَو لا شَذاها ما اهَتَديتُ لَحانَها وَ لَو لا سَناها ما تَصَوَّرَها الوَهمُ بوى گل خود به چمن راه نما شد ز نخست ور نه بلبل چه خبر داشت كه گلزار كجاست
( ( 364 ) ) كُنتُ كنزَاً رَحمةً مَخفيَّةً * فَابتَعثتُ اُمَّةً مَهدِيَّةً
ن 218 1 - ك 85 9
هامش
( 1 ) بخارى ، ج 4 ، ص 135 . .
( 2 ) عوالى اللآلي ، ج 4 ، ص 121 - مجمع الزوائد هيثمى ، ج 8 كتاب علامات النبوة . .
( 3 ) عوالى اللآلي ، ج 4 ، ص 121 - مسند احمد بن حنبل ، ج 4 ، ص 66 . .
( 4 ) شرح اصول كافى ملا صدرا ، ج 1 ، ص 216 . .
( 5 ) قرآن كريم ، سورهء نحل ، آيهء 60 . .
( 6 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 11 .
شرح مثنوى — صفحة 245 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري