تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
طبلها بشكست : يعنى آداب انبيا هر گاه فرضاً نباشد ، يا در زمان فترت بين دو رسول مراد باشد .
( ( 288 ) ) چشم داند فرق كردن رنگ را * چشم داند لعل را و سنگ را
ن 214 12 - ك 83 38 چشم داند : يعنى تواند فرق كردن .
( ( 295 ) ) ز ان سبب فرمود يزدان و الضحى * و الضحى نور ضمير مصطفى

ن 214 19 - ك 84 3 و الضحى نور ضمير مصطفى : « واو » از براى قَسَم است به حقيقت ضُحى ، كه نور محمدى است و قول ديگر آن است كه قسم به روز ظاهرى است كه اين رقيقهء نور محمّدى است ، و آن حقيقت اين و از اين جهت ، قابل تعظيم و تبجيل است ، و همچنين « واوِ » « وَاللَّيلِ » ( 1 ) از براى قسم است به ستّارى او يا تن مبارك او .

( ( 300 ) ) آفتابش چون بر آمد ز ان فلك * با شبِ تن گفت : هين ما ودّعك

ن 215 2 - ك 84 6 ما ودّعك : تمامِ قبل و بعد اين است : * ( وَاَلضُّحى وَاَللَّيْلِ إِذا سَجى ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَما قَلى 93 : 1 - 3 ( 2 ) . يعنى قسم به روز جميعاً ، يا به اوّل روز ، يا به وقت ارتفاع آفتاب . و قسم به شب كه مىپوشاند هر چيز را ، كه وانگذارده است ترا پروردگار تو ، و بُغض نداشته با تو در بلاهاى رياضات كه به جهت تكميل تو بوده است .

( ( 304 ) ) آلت اسكاف پيش برزگر * پيش سگ ، كه ، استخوان در پيش خر
ن 215 6 - ك 84 8 اِسكاف : به كسر همزه ، چكمه دوز ، كه خفّاف هم گويند .
( ( 305 ) ) بود انا الحق در لب منصور نور * بود انا الله در لب فرعون زور

ن 215 7 - ك 84 8 زور : باطل و شرك و كذب . و از اينجاست : * ( قَوْلَ اَلزُّورِ 22 : 30 ( 3 ) و * ( لا يَشْهَدُونَ اَلزُّورَ 25 : 72 ( 4 ) .

( ( 306 ) ) شد عصا اندر كف موسى گوا * شد عصا اندر كف ساحر هبا
ن 215 8 - ك 84 9 گوا : مخفّفِ گواه هبا : گرد و غبار ذرّات در هوا
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ضحى ، آيهء 2 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء ضحى ، آيات 1 تا 3 . .
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء حج ، آيهء 30 . .
( 4 ) اقتباس از قرآن كريم ، سورهء فرقان ، آيهء 72 . .