ن 215 13 - ك 84 11 آن كه دو گفت : ثنوى ، كه به نور و ظلمت ، يا به يزدان و اهرمن قائلند ، و سه گفت : تليثى ، كه به اقانيم ثلاثه قائلند - كه گذشت ، و بيش از اين : حرنانيين ، كه تخميسىاند ، به قدماى خمسه قائلند و نفس ناطقه و زمان و مكان و هيولى ، و صابئين ، كه ستاره را مىپرستند ، متفق باشند در واحد يقين : نه واحد عددى كه ثانى اثنين و ثالث ثلاثة و خامس خمسة باشد ، * ( لَقَدْ كَفَرَ اَلَّذِينَ قالُوا إِنَّ الله ثالِثُ ثَلاثَةٍ 5 : 73 ( 1 ) بلكه آن واحد به وحدت حقّه كه وجود محيط به آنهاست و رابع ثلاثة و خامس أربعة است . مثلًا * ( ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ 58 : 7 ( 2 ) . الآية مانند وجود ماهيت ثلاثة كه رابع آن ماهيّت است ، چه ، ماهيت ثلاثهء موجوده مفهوم سه وحدت است با وجود حقيقى كه منشأ آثار است .
شرح مثنوى — صفحة 243
مساهمون: مصطفى بروجردى
ص٢٤٣
( ( 311 ) ) آن كه دو گفت و سه گفت و بيش از اين * متفق باشند در واحد يقين
( ( 313 ) ) گر يكى گويى تو در ميدانِ او * گرد بر مىگرد از چوگانِ او
ن 215 15 - ك 84 12
گرد بر مىگرد : گوى چون حركت دورى كند ، نيمى از آن به جهت مخالف محرّك ، متحرك است ، نيمى ديگر به طرف او متحرك است . به كسى مىماند كه او را ببرند و او رو به قفا داشته باشد به جانب مطلوب . اين به حسب صورت است . و به حسب معنى و باطن اشارت است به قوس نزول و قوس صعود ، يعنى اگر به چوگان قدرت او در قوس نزول دور افتادى بر گرد به او در قوس صعود . و « گرد بر گشتن » اشارت است به آن كه تنزّلات و معارج وجودات ، دورى است .
( ( 316 ) ) پس كلام پاك در دلهاى كور * مىنيايد مىرود تا اصل نور
ن 215 18 - ك 84 14
مىرود تا اصل نور : يعنى مىرود به دلهاى نورى . يا چنان كه از لطيفهء خفويه روح متكلَّم نزول كرد و از آن نيشكر ستان بريده شد ، باز به همان لطيفه عود مىكند ، از راه گوش به خيال مىرود و از خيال به عقل تفصيلى إلى ما شاءَ الله . و اين هم از سيرهاى دورى است كه گفتيم .
( ( 321 ) ) ور نخوانى و ببيند سوز تو * علم باشد مرغ دست آموز تو
ن 216 1 - ك 84 16
ببيند سوز تو : يعنى اگر درد و سوز داشته باشى ، آن طلب صادق است و حكمت رو به تو آرد ، مانند مرغ دست آموز .
( ( 323 ) ) نه چنان بازى است كو از شه گريخت * سوى آن كمپير كو مىآرد بيخت
ن 216 4 - ك 84 19
كمپير : به وزن زنجير ، پير كثير السن .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء مائده ، آيهء 73 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء مجادله ، آيهء 7 . .