او با زنان متعددى ازدواج كرد و البته با اين ازدواجها نه در پى ارضاى شهوت ، بلكه در پى آن بود كه ميان خود با برخى قبايل عرب صلح و دوستى برقرار سازد ، به اصحاب خود محبّت ورزد و آنان را به خود نزديك كند يا زنان كسانى از صحابهء خود را كه مىمردند و يا كشته مىشدند و همسرانى از خود بر جاى مىگذاشتند ، بىآن كه هيچكس اداره زندگى اين بازماندگان را بر عهده گيرد در پناه خود جاى دهد تا عملا اين فرمودهء خويش را لباس تحقّق پوشد كه « هركس بميرد و مالى از خود بر جاى گذارد ، از آن وارثانش و هركس بدهى يا نيازمندانى بر جاى گذارد ، بر عهدهء من خواهد بود » .
به سبب همين جايگاه والاى خديجه در نزد رسول خدا ( ص ) و در عرصهء اسلام است كه وى به خانهاى از مرواريد آبدار در بهشت مژده داده شد ، آنسان كه بخارى به سند خود از ابو هريره روايت مىكند كه گفت : جبرئيل به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد و گفت : « اى رسول خدا ( ص ) ، اكنون خديجه برايت ظرفى كه در آن خورشى - يا نانى يا نوشيدنى - است مىآورد . چون به حضورت رسيد از جانب پروردگارش و از جانب من به او سلام گوى و او را به قصرى از مرواريد آبدار در بهشت مژده ده كه نه در آن سر و صدايى است و نه خستگيى » .
در همينباره سهيلى مىگويد :
« پروردگار بدان سبب او را به قصرى از مرواريد آبدار در بهشت مژده داد كه او گوى سبقت را در ميدان ايمان ربوده بود و نيز بدان خاطر در آن قصر هيچ سر و صدا و هيچ مايه خستگى و دلآزردگى وجود ندارد كه او هرگز صدايش را از صداى رسول خدا ( ص ) بلندتر نكرد ، هرگز او را خسته و آزرده نساخت و هرگز بر او فرياد نكشيد و مايهء خستگى و دلآزردگى او را فراهم نياورد » « 12 » .
رسول خدا ( ص ) پيوسته از خديجه به نيكى ياد مىكرد ، هر كه را او دوست داشت دوست مىداشت و به هر كه او محبت ورزيد ، محبت مىورزيد تا آنجا كه
هامش
( 12 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 127 .