هرگز مشرك نبود ، زيرا :
اوّلا : او گفتههاى شركآميز قريش را رد كرد و به تأييد دعوت محمّد ( ص ) پرداخت .
ثانيا : او از توحيد و موحّدان حمايت و دفاع كرد و همانگونه كه مؤمنان راستين آزار ديدند آزار ديد .
ثالثا : او خود [ حتى بنابر روايتى كه ابن كثير و صحاح اهل سنّت آورده است ] بدين تصريح كرد كه محمد ( ص ) راستگوى و راه يافته است :
بنابراين اگر كسانى باشند كه در وارد كردن او به صف مسلمانان - هر چند سست عقيدگان مسلمان - ترديد بورزند ما در اين كه او را در زمرهء مشركان قرار ندهيم هيچ ترديدى نداريم و اگر چنين به وى نسبت داده شده است كه در لحظات دم مرگ به پاسخ يكى از سران قريش چنين اظهار داشت كه « بر آيين عبد المطلبيم » ، ما گمان نمىكنيم كه چنين سخنى از سوى او بتواند با آنچه وى در دفاع از اسلام انجام داد و با همهء تصريحاتى كه وى داشت مبنى بر اين حقيقت كه رسول خدا ( ص ) راستگوى و راه يافته است ، تعارض كند ، بويژه آن كه وى در حالتى كه در سلامتى و صحّت كامل بود به راستگوى بودن پيامبر ( ص ) تصريح كرده بود .
اكنون ما سخن خود درباره ايمان ابو طالب را با اين گفتهء ابن كثير به پايان مىبريم كه :
« ابو طالب چنان نبود [ كه بتوانند گروهى آياتى از قرآن را ناظر به او بدانند كه در تقبيح مشركان نازل شده است ] ، بلكه وى پيوسته با آنچه از گفتار و كردار در توان و آنچه از جان و مال در اختيار داشت مردم را از آزار رساندن به رسول خدا ( ص ) و اصحابش باز مىداشت ، اما با اين همه خداوند به سبب آن حكمت بزرگ و دليل قاطع ، آشكار و چيره شوندهاى كه در اين امر دارد و ايمان بدان و سر فرود آوردن در مقابل آن واجب است براى او چنين تقدير نكرد كه ايمان بياورد . اينك اگر نه آن بود كه خداوند ما را از آمرزش طلبيدن براى مشركان نهى كرده است براى ابو طالب آمرزش مىطلبيديم و رحمت الهى را بر او
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: حسين صابري
ص٧١