[ كه حاكى از ايمان آوردن ابو طالب است ] نياورده و ترمذى ، نسائى و طبرى نيز همين شيوه را در پيش گرفتهاند .
همچنين بخارى روايتى در همين باره آورده است كه چون رسول خدا ( ص ) از عمويش خواست كلمه لا إله الا الله را بر زبان آورد ، ابو جهل و عبيد اللّه بن اميّه به وى گفتند : « اى ابو طالب ، آيا از آيين عبد المطلب روى بر مىتابى ؟ » آن دو همچنان به وى اصرار كردند تا اين كه آخرين سخنى را كه ابو طالب بر زبان آورد اين بود كه « بر آيين عبد المطلبيم » .
علاوه بر اين ، روايات ديگرى - به اصطلاح اهل سنّت - صحيح وجود دارد حاكى از آن كه ابو طالب نپذيرفت ايمان بياورد و نيز حاكى از آن كه رسول خدا ( ص ) فرمود . « تا زمانى كه نهى نشوم برايت استغفار خواهم كرد » .
282 - آنچه از مجموع ادلّه و روايات بدان مىرسيم آن است كه در اينجا سه نكته وجود دارد ، دو تاى آن يقينى و سوّمى محل ترديد است :
يك : اين كه ابو طالب با دفاع از پيامبر ، با دفاع از مسلمانان ، با آنچه در مدح و ستايش دعوت و رسالت رسول خدا ( ص ) گفت ، با آن محبّت و رأفت و دلسوزى و مهربانى نسبت به رسول اكرم ( ص ) و اصحاب او كه در اشعار خود به اظهار آن پرداخت و با آن نكوهشها و مذمتهايى كه در اظهارات و گفتههاى فصيح ، بليغ و هاشمى و مطلّبى ، سازش ناپذير و سستى ناپذير خود كه هيچيك از اعراب را توان رسيدن به آن پايه و يا مقابله با آن نبود در مورد مخالفان و تكذيب كنندگان رسول خدا ( ص ) به عمل آورد و در كنار همه اينها مىدانست كه رسول خدا ( ص ) راه يافته و راستگوست از اسلام حمايت و دفاع كرد .
دو : اين كه وى در هنگام وفات خواستههاى رسول خدا ( ص ) را خواستههاى پاك و مقبول خواند ، هرگز ديده نشده كه وى پس از بعثت [ و حتى قبل از آن ] بتها را ستوده و مقبول بداند و بالاخره هرگز مشاهده نشد كه وى تقديس و احترام بتان را بر [ حمايت از ] دعوت محمد ( ص ) برگزيند ، بلكه وى پيوسته تحمّل
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: حسين صابري
ص٦٨