از مردم را نديدهام كه بهسان محبّت اصحاب محمّد ( ص ) با او كسى را دوست داشته باشند » .
پس از آن ، آن پايدار مقاوم شهيد راه حق شد .
ماجراى رجيع از سه مسأله حكايت دارد :
الف : از حيله و نيرنگ و خيانتى و نيز از به كار گرفتن پستترين شيوههاى خيانت كه قريش مشوّق آن بود .
ب : از اين كه قريش علىرغم كشتههاى احد هنوز كينههاى نبرد بدر را تسلّى يافته نمىديد و همين نشان مىدهد كه آنان از روى اختيار نبرد احد را ترك نگفته و بدين كار وادار شده بودند و گرنه اگر اختيار كار با آنان بود در صحنه جنگ احد مىماندند و انتقام خود را به صورت كامل مىگرفتند . همچنين اين مسأله نشان مىدهد كه آنان در نبرد احد نيز كينهء انتقامهاى تازهاى را در دل گرفتند .
ج : از اين كه به سبب تبليغات قريش و پخش اين شايعه از سوى آنان محمّد ( ص ) در نبرد احد شكست خورده است ، كسانى در ميان اعراب پيدا شدند كه به سود آنان كار مىكردند و به خشنود كردن آنها دل بسته بودند . اين در حالى است كه در فاصلهء ميان بدر و احد هيچ رخدادى از اين قبيل و هيچ اثرى از چنين چيزى نبود و تنها پس از نبرد احد آن هم به سبب شايعههايى كه قريش به پخش آنها دامن زد ، وقايعى از اين نوع رخ داد .
سوءقصد نافرجام و سريّهء عمرو بن اميّه
447 - حادثه بئر معونه ماجرايى ديگر پس از رجيع و ملحق به همان ماجراست كه در آن عليه حيله و نيرنگ و نيز اين كه برخى از قبايل به سود قريش عمل مىكردند خودنمايى مىكند و اگر در رجيع شش يا ده نفر از مسلمانان از دست رفتند در اين حادثه چهل نفر از آنان طعمهء نيرنگ شدند ، نيرنگى كه در مكّه طراحى مىشد و قريش نقشهء آن را مىريخت .