ضرورت اقتضا كند شمشير زنند . روايت مىشود كه امّ عمّاره نسيبهء ما زنى به همراه سپاه مسلمين آمده بود و مشكى را با خود حمل مىكرد تا به سربازان آب برساند و بدين وسيله پشتوانهاى براى آنان باشد . هنگامى كه مشركان مسلمانان را در محاصره گرفتند و وى احساس كرد كه پيامبر ( ص ) در معرض خطر مشركان قرار دارد و آنان او را تنها هدف خود قرار دادهاند شمشير بر كشيد و در كنار ديگر كسانى كه از رسول خدا ( ص ) حمايت و دفاع مىكردند به دفاع از آن حضرت پرداخت و به سوى دشمن تير مىافكند تا آنجا كه زخمهاى شديدى بر او وارد آمد و زخمى عميق در شانهء او ايجاد شد .
در همين نبرد بود كه فاطمه ( س ) دختر رسول خدا ( ص ) خون از چهره پدر مىشست و به مداواى زخمهاى او مىپرداخت . آن گونه كه بخارى از سهل بن سعد روايت كرده است كه گفت : « به خداوند سوگند من خود مىدانم كه چه كسى زخمهاى پيامبر ( ص ) را مىشست ، چه كسى آب مىريخت و به چه وسيله آن زخمها مداوا مىشد . فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) زخمها را مىشست ، على ( ع ) با سپرى كه پر آب كرده بود آب مىريخت و چون فاطمه مشاهده كرد كه آب تنها باعث بيشتر شدن خونريزى مىشود پاره حصيرى بر گرفت و سوزاند و روى زخم قرار داد » .
ظاهر اين خبر نشان مىدهد كه فاطمهء اطهر ( س ) دختر رسول خدا ( ص ) همراه با مجاهدان به صحنهء نبرد آمده بود و به مداواى زخمهاى پدر مىپرداخت .
شايد خونريزى زخمهاى پيامبر ( ص ) همچنان ادامه داشته و زمانى كه به خانه آمده فاطمه به انجام اين كار پرداخته است . خداوند خود به حقيقت امر آگاهتر است .
ج : آنچه در اين نبرد مشركان با كشتگان و بويژه با پيكر مطهر حمزه كردند نكتهاى قابل توجه است كه جا دارد با برخورد على ( ع ) آن هنگام كه هماورد خود ابن ابى طلحه را بر زمين زد و شمشير را بلند كرد تا او را به قتل برساند ولى چون عورت او پديدار شد ترحم و مروّت ورزيد و كار او را تمام نكرد مورد مقايسه قرار
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 519
مساهمون: حسين صابري
ص٥١٩