انتظارند و هيچ در اين پيمان تغيير روا نداشتهاند تا خداوند راستگويان را در مقابل راستگويى آنان پاداش دهد و اگر بخواهد منافقان را عذاب كند يا بر آنان توبه كند كه خداوند آمرزنده و مهربان است » « 10 » .
اين آيات درست بر آن رادمردانى صدق مىكند كه در هنگامهء احد پايدارى ورزيدند ، خواه آن كه بگوييم آيات مزبور در مورد همين گروه نازل شده يا آن كه عموميّت دارد و همه مردان مؤمن مجاهد را در بر مىگيرد .
در اين نبرد مردانى استوار و صادق در صحنهء جنگ و مردانى صادق و راستگوى در ايمان خويش نقش آفريدند كه سيد الشهداء حمزة بن عبد المطّلب كه سپاه مشركان را مردانه مىشكافت ، ابو دجانه كه با شمشير رسول خدا ( ص ) بر فرق مشركان مىكوبيد و حق آن شمشير را به خوبى ادا كرد ، مصعب بن عمير ، على بن ابى طالب ( ع ) كه در سختترين شرايط پرچم نبرد را بر دوش كشيد و قرار گرفتن پرچم در دست او سبب ترس و وحشت مشركان شد و بالاخره طلحة بن عبيد الله كه در تغيير چهرهء جنگ از يك شكست در شرف وقوع براى مؤمنان به يك پيروزى در آستانه تحقق افتخار نخست را از آن خود ساخت از اين قبيلند ، چه ، پس از همين تغيير چهرهء نبرد بود كه مشركان از بيم آن كه فرجام جنگ به ضرر آنان و نه به سود آنان باشد نبرد را خاتمه دادند . اين بيم هنگامى به وجود آمد كه رسول خدا ( ص ) از قهرمانانى كه در اطراف او بودند خواست ابو سفيان و سپاهيان او را از فراز كوه احد برانند و اجازه ندهند آنان در آنجا استقرار يابند .
اكنون رشتهء سخن را به بيهقى مىسپاريم تا ببينيم در دلايل النبوة در اين باره چه گفته است . او مىگويد :
« مردم همه از پيرامون رسول خدا ( ص ) پراكنده شدند و جز يازده تن از انصار و طلحة بن عبيد الله از مهاجران كسى ديگر نماند . اين در حالى بود كه رسول خدا ( ص ) از كوه بالا مىرفت ، امّا در اين ميان مشركان خود را به مسلمانان
هامش
( 10 ) - احزاب / 34 و 35 .