دو گروه با يكديگر رو دررو شدند نازل كرد و خداوند بر هر كارى تواناست . آن هنگام كه شما در عدوة الدنيا و آنان در عدوة القصوى بودند و سواران در نقطهاى پايينتر از شما قرار داشتند حال آن كه اگر [ براى چنين رويارويى ] از اين پيش با يكديگر موعدى مشخّص مىكرديد از اين موعد تخلّف مىكرديد ، امّا [ اين رويارويى بدين شكل ] براى آن بود كه خداوند مسألهاى را كه شدنى بود تحقق بخشد تا هر كس هلاك مىشود با آگاهى هلاك شود و هر كس [ هدايت و ] حيات مىجويد از روى آگاهى و دلايل روشن راه هدايت و حيات بيابد » « 11 » .
بدين ترتيب انتخاب اين منطقه براى استقرار سپاه به امر پروردگار بود و نه به انتخاب كسى ، زيرا اگر بنا بود اين مسأله از طريق رأى و ارادهء افراد صورت گيرد قطعا در اين باره دچار اختلاف مىشدند ، امّا خداوند خود مكان و زمان اين نبرد را تعيين كرد و محلّ استقرار و مقابل اردوگاه مسلمانان را كه سرزمينى شنى و هموار بود و وجود شنها در آن حركت را كند مىكرد با نزول بارانى اندك مرطوب و آمادهء حركت و جولان در روى آن ساخت و در مقابل در اردوگاه قريش باران فراوانى فرو فرستاد كه راه رفتن آنان را با مشكل روبرو مىساخت .
نسائى از مجاهد روايت كرده است كه گفت : خداوند بر آنان باران فرستاد و به وسيلهء آن گرد و خاك موجود را فرو نشاند و زمين را سخت گردانيد و به مسلمانان نشاط و طراوت بخشيد .
به هر حال رسول خدا پس از ورود به منطقهء بدر در رأس سپاه ايمان در كنار نزديكترين چاه بدر اردو زد و آنگاه در مورد وضعيّت استقرار سپاه خود اين مسأله را با اصحاب خويش در ميان نهاد . در پاسخ حباب بن منذر بن جموح جلو آمد و گفت : « اى رسول خدا ، آيا تعيين اين نقطه براى استقرار چيزى است كه خداوند بر تو نازل ساخته تا حتى يك گام از آن جلوتر نرويم و عقبتر نايستيم يا آن كه [ وحيى در كار نيست و ] اين تدبير و انديشهء جنگ و يك شيوهء نظامى است ؟ » .
هامش
( 11 ) - انفال / 42 و 43 .