تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
پيامبر ( ص ) بودند ، چرا كه آنان انتظار يك نبرد را نداشتند و گمان مىكردند اين حركت نيز همانند ديگر سريّه‌ها كه در طىّ آن با مشركان وارد نبرد نمىشدند و در آنها جنگى صورت نمىگرفت برگزار شود . از ديگر سوى ابو سفيان نيز كه سرپرستى كاروان قريش را كه مركّب از هزار شتر بود بر عهده داشت از اين بيمناك بود كه مسلمانان با وى رو دررو شوند و همان گونه كه با حضرمى رفتار كردند و او را به قتل رساندند با وى نيز برخورد كنند . وى به همين سبب در جستجوى اخبار رسول خدا ( ص ) و اصحاب او و تعقيب حركتهاى آنان بود و به اين منظور از هر راهگذرى كه با وى برخورد مىكرد در اين باره مىپرسيد تا آن كه اطّلاع يافت رسول خدا ( ص ) اصحاب خود را براى رويارويى با او بسيج كرده و بدين ترتيب دريافت همان سرنوشتى در انتظار او و كاروان اوست كه حضرمى و كاروان او دچار آن شد . دقّت و مراقبت ابو سفيان نسبت به اين كاروان وى را به انجام دو اقدام همزمان واداشت : الف : راهى جز راه بدر را در پيش گرفت و كاروان خود را نجات داد به گونه‌اى كه چون رسول خدا ( ص ) و مهاجران وارد سرزمين بدر شدند دريافتند كه كاروان از آنان گريخته است و آنان نتوانسته‌اند بدان دست يابند و بايد در انتظار نبرد با قريش باشند . ب : كسى را روانهء مكّه و ديدار با قريش كرد و از آنان كمك خواست تا بتواند از كاروان حمايت كند و در برقرارى امنيّت راه تجارت قريش از تعرّض محمّد ( ص ) و اصحاب او تلاش كند . وى همچنين از آنان خواست سپاهى را براى سركوب و نابود كردن محمّد و اصحاب او تجهيز كند . وى ضمضم بن عمرو غفارى را روانهء مكّه ساخت تا خطرى را كه متوجّه كاروان شده براى آنان روشن سازد و به آنها اطّلاع دهد كه محمّد ( ص ) و اصحابش متعرّض كاروان شده‌اند . ضمضم روانهء مكّه شد و در ميان آن درّه بر شتر خويش كه بينى و گوش آن را