حضرت راه تجارت آنان را برايشان بسته است ، چرا كه از اين پيش جنگ ميان وى و مشركان عملا آغاز شده بود آن هنگام كه آنان مؤمنان را از خانه و كاشانهء خود بيرون راندند و به قتل رسول خدا ( ص ) تصميم گرفتند و دست به كار اجراى اين تصميم شدند .
از ديگر سوى از آنجا كه پيامبر ( ص ) از هيچ كاروانى از قريش ، خواه روانهء سفر به شام و خواه در راه بازگشت از آن ديار ، آگاهى نمىيافت مگر آن كه براى رويارويى با آن اقدام مىكرد مشركان نيز خود را آمادهء چنين مقابلهاى كردند و از زمانى كه در سريّهء عبد اللّه بن حجش عمرو حضرمى به قتل رسيد آنان احساس خطر كردند و كاروانهاى تجارى خود را در حفاظت و حمايت نگهبانان قرار مىدادند .
در اين ميان قبل از سريّهء عبد اللّه بن حجش كاروانى از قريش به همراه چهل نگهبان از مكّه روانهء شام شده و رسول خدا ( ص ) به جانب آن شتافته بود تا خود را بدان برساند ، امّا هنوز رسول خدا ( ص ) بدان كاروان نرسيده ، آن كاروان گريخته بود . [ اكنون اين كاروان در شام بود و ] از آنجا كه اموال ثروتمندان قريش در اين كاروان قرار داشت رسول اكرم به انتظار بازگشت آن نشست و به تعقيب اخبار قريش و اخبار اين كاروان پرداخت .
كاروان
379 - رسول خدا ( ص ) اطّلاع يافت كه كاروان قريش در راه بازگشت از شام است و در حمايت سى يا چهل نفر قرار دارد . به همين سبب مسلمانان را به رويارويى با اين كاروان فرا خواند و فرمود : « اين كاروان قريش است و اموال و داراييهاى آنان در آن قرار دارد . پس به مقابلهء با آن بيرون رويد شايد خداوند غنيمتى نصيبتان سازد » .
برخى خيلى زود به اين دعوت رسول اكرم ( ص ) پاسخ مثبت دادند و برخى ديگر در اين باره درنگ و تأخير كردند ، هر چند همين گروه نيز آمادهء همراهى با سپاه