سپس ما رسول خدا ( ص ) را از آنچه كرده بوديم آگاه ساختيم و وى فرمود :
« آيا شما را از دو تن كه تيره روزترين مرد مانند آگاه نكنم ؟ » گفتيم : « چرا ، اى رسول خدا ( ص ) » . پس فرمود : « [ آن دو تن ] يكى احيمر ثمود است كه ناقه را پى كرد و ديگرى كسى است كه اى على بر اين - اشاره به سر خويش - ضربتى فرود مىآورد تا آنجا كه اين - اشاره به محاسن خود - از خون آن تر مىشود » « 43 » .
ابن كثير پس از نقل روايت فوق چنين دربارهء اين حديث به تحليل پرداخته است :
« اين حديث از اين نظر [ كه به پيشگويى دربارهء آينده پرداخته ] غريب است اما از جهت ديگر در اين كه پيامبر ( ص ) على را ابو تراب ناميده مؤيدى دارد ، آن گونه كه در صحيح بخارى آمده است كه روزى على ( ع ) خشمگين از فاطمه از خانه بيرون آمد و به مسجد آمد و در همان جا خوابيد . در اين ميان رسول خدا ( ص ) به خانهء على ( ع ) رفت و دربارهء او [ از فاطمه ] پرسيد و وى پاسخ داد كه خشمگين از خانه بيرون رفته است . پس رسول خدا ( ص ) به مسجد آمد و او را بيدار كرد و به پاك كردن گرد و خاك از چهرهء وى پرداخت و در اين حال مىفرمود : « برخيز اى ابو تراب » 44 .
ما دربارهء اين كنيه چنين ادامه مىدهيم كه اين كنيه براى على ( ع ) دوست داشتنىترين كنيه بود ، چه ، آن نامى بود كه از حبيب خود و سرپرست دوران كودكى خويش محمّد ( ص ) گرفته بود بويژه آن كه اطلاق اين كنيه از سوى
هامش
43 و 44 - ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 247 . البته يادآور مىشود در احاديث صحيح از اين كه على ( ع ) از فاطمه خشمگين بود ذكرى به ميان نيامده است و نيز علاوه بر اين وجه تسميه مناسبتهاى ديگرى نيز براى اعطاى كنيه ابو تراب از سوى پيامبر ( ص ) به على ذكر شده و از جمله به مناسبت رخدادى در روز برقرارى مواخات ميان مهاجرين و انصار يا به مناسبت بازگشت على ( ع ) از غزوه عشيره دانسته شده است . ر . ك . الغدير ، ج 6 ، ص 338 - 333 و فضايل الخمسه من الصحاح السته ، ج 1 ، ص 248 - 245 . - م .