رسول خدا ( ص ) در قديد با آن حضرت ملاقات كرد . در اثناى اين ملاقات يكى ديگر از رخدادهاى خارق العاده به وقوع پيوست و بدين ترتيب اين رخداد بر رخدادهاى خارق العادهاى چون : كيفيّت خروج آن حضرت از مكّه كه خداوند پرده بر ديدگان مشركان افكند و آنان موفّق نشدند او را ببينند و نيز ماجراى تنيدن تار به وسيلهء عنكبوت بر دهانه غار ، تخم گذاشتن كبوتر در همانجا و بالاخره در زمين فرو رفتن دستهاى اسب سراقه و بر زمين خوردن مكرّر وى ، افزوده مىشود .
اينها همه امور خارق العادهء محسوسى است كه از معجزات حسى موسى و عيسى كمتر نيست ، گرچه پيامبر اكرم ( ص ) به استناد اين امور خارق العاده در مقابل قريش و همه انسانها به احتجاج و تحدّى نپرداخت ، بلكه تنها با قرآن يعنى همان معجزهء بزرگ خويش مخالفان را به مبارزه طلبيد .
رخداد خارق العادهاى كه در جريان عبور رسول خدا ( ص ) از كنار خيمهء امّ معبد خود را نشان داد از اين قرار بود كه آن حضرت از گوسفند لاغرى كه زايمان كرده بود و هيچ شيرى نداشت ، چند بار شير دوشيد و همراهان خود و نيز ساكنان آن خيمه را سير كرد .
اينك اصل اين ماجرا را آنگونه كه بيهقى به سند خويش از ابى معبد خزاعى نقل كرده و در البداية و النهاية نيز آمده است مىآوريم :
پيامبر ( ص ) در شب هجرت به همراه ابو بكر ، عامر بن فهيره غلام ابو بكر و راهنماى گروه عبد الله بن اريقط ليثى از مكّه بيرون آمد . گروه مهاجران در راه خود از كنار خيمهء امّ معبد خزاعى گذشتند . امّ معبد زنى كارى و بافضيلت و شجاعت بود كه دامن گره مىزد و بر در خيمه مىنشست و به رهگذران آب و غذا مىداد .
اين گروه چون از كنار خيمهء اين زن گذشتند از او پرسيدند كه آيا شير و يا گوسفندى نزد او هست تا از وى خريدارى كنند . اما آنان نزد وى هيچ نيافتند و او در پاسخشان گفت : « اگر چيزى مىداشتيم از پذيرايى شما دريغ نمىكردم » .
گفتنى است كه در آن سال آن قوم در خشكسالى و تنگدستى به سر مىبردند .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: حسين صابري
ص٢١٣