تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
آنجا به مدينه بازگشتند . ابن اسحاق در سيرهء خود و در رواياتى كه مىآورد چنين مدّعى است كه اذن هجرت يا امر الهى مبنى بر هجرت در آيهء ذيل آمده است ، آنجا كه فرمود : « به كسانى كه هدف جنگ قرار گرفته‌اند بدان سبب كه بر آنان ستم رفته است اجازه داده شد و خداوند بر يارى آنان قادر است ؛ كسانى كه از شهر و خانه‌هاى خود اخراج شدند بىآن كه هيچ گناهى بر آنان و هيچ حقى براى مخالفانشان باشد جز آن كه آنان گفتند : « پروردگارمان الله است » - اگر باز داشتن برخى از مردم به وسيلهء برخى ديگر نبود ، صومعه‌ها ، كنيه‌ها و عبادتگاههايى و مساجدى كه فراوان در آنها ذكر نام خدا مىشود نابود مىگرديد . به تحقيق خداوند هر كه را او را يارى دهد يارى خواهد داد كه خداوند مقتدر و توانا است - همان كسانى كه اگر در زمين به آنان قدرت و سلطنت دهيم نماز به پاى دارند و زكات دهند ، امر به معروف كنند و نهى از منكر مىنمايند و فرجام كارها از آن خداست » « 2 » . البته به اعتقاد ما اين آيات در مدينه نازل شده ، زيرا سورهء حج از سوره‌هاى مدنى است و علاوه بر اين ، آيات پيشگفته حكايت از آن دارد كه مسلمانان در طىّ هجرت از سرزمين خود رانده شده‌اند و اين در حالى است كه اگر نظر ابن اسحاق را بپذيريم مىبايستى اذن خداوند به خروج از مدينه قبل از آن و به عبارت ديگر ، سبب قبل از مسبّب مىبود ، با آن كه آيات مورد بحث از ماجرايى كه از اين پيش گذشته است سخن مىگويد . بنابراين به عقيدهء ما اجازه‌اى كه در اين آيات داده شده اجازهء جنگ است كه پس از هجرت و آن هنگام به مسلمانان داده شده است كه در يثرب - همانجا كه مدينة الرّسول شده بود - به صورت قدرتى متمركز در آمدند .

اجازهء هجرت به مسلمانان

319 - رسول خدا ( ص ) به مردم اجازهء هجرت داد و براى آنان بيان كرد كه
هامش
( 2 ) - حج / 41 - 39 .