همين منظور ] آن شب را در ميان قوم خود و در كنار زاد و توشهء خويش [ همانجا كه منزل كرده بوديم ] خوابيديم و چون ثلثى از شب گذشت مخفيانه از منزلگاه خود براى ملاقات با رسول خدا ( ص ) بيرون آمديم ، در حالى كه براى مراعات احتياط چون كبك آرام گام بر مىداشتيم تا اين كه سرانجام در حالى كه 73 مرد بوديم و دو زن نيز با ما همراه بودند در عقبه با رسول خدا ( ص ) ملاقات كرديم » .
گفتنى است كه بر خلاف آنچه روايت كعب گوياى آن است روايت ديگرى نيز رسيده است مبنى بر اين كه شمار مردان در اين ملاقات 72 تن بود و دو زن نيز با آنان همراه بودند .
به هر حال پيامبر ( ص ) در موعد معيّن و در مكان تعيين شده ، در حالى كه عموى وى عباس بن عبد المطلّب كه هنوز بر آيين قوم خود بود او را همراهى مىكرد ، براى آن كه از هيأت مدينه براى رسول خدا ( ص ) پيمان بگيرد و از يارى و كمك آنان به وى اطمينان خاطر يابد . عباس در اين ملاقات خطاب به فرستادگان مدينه گفت : « اى جماعت خزرج « 23 » ، آنچنان كه مىدانيد محمّد از خاندان ماست و ما از او در مقابل كسانى از قوم خود كه رأيى چون رأى ما دربارهء او دارند [ ولى با دعوت او مخالفند ] دفاع كردهايم . بنابراين ، او در ميان قوم خود در عزّت و سربلندى و در شهر و ديار خويش برخوردار از حمايت است ، اما با اين وجود وى جز اين را نپذيرفته است كه به سوى شما روى آورد و به شما بپيوندد . اينك اگر معتقديد كه حق آنچه او را بدان دعوت كردهايد ادا خواهيد كرد و از او در مقابل مخالفانش به حمايت و دفاع خواهيد پرداخت ، اين شما و اين آنچه خود خواستهايد و بر عهده گرفتهايد ، اما اگر معتقديد پس از آن كه او به ميان شما بيايد ، او را در مقابل ناخشنوديها رها خواهيد كرد و دست از يارى او خواهيد كشيد ،
هامش
( 23 ) - ابن هشام مىگويد : اعراب اين تيره از عرب را - اعم از اوسيان و خزرجيان - خزرج مىناميدند ، چرا كه طايفهء خزرج بزرگتر و ريشهدارتر بودند . شايد نيز اين تسميه بدان سبب بود كه افراد اين طايفه بيشتر و يا در نزد قريش شناخته شدهتر بودند .