رسيد كه خداوند آن را آمادهء آن ساخته بود كه « مدينه فاضلهء » اسلام و « مدينة - الرسول » باشد . در نخستين پيمان عقبه مخاطبان رسول خدا ( ص ) با اصول و مبادى اسلام آشنا شدند و بر آن اصول با آن حضرت بيعت كردند و همين اصول مفاد پيمانى بود كه پيامبر ( ص ) از آنان مىگرفت .
امّا دوّمين پيمان با بيعت عقبه در هنگامى صورت مىيافت كه اسلام در مدينه گسترش پيدا كرده و بدين ترتيب اين پيمان مقدّمهاى براى هجرت رسول خدا ( ص ) بود .
چنين بر مىآيد كه اين بيعت در آخرين بارى كه رسول خدا ( ص ) در موسم حج در ميان قبايل حضور مىيافت و با آنان ملاقات مىكرد و پس از آن كه در موسم قبل از آن نخستين بيعت يا همان پيمان عقبهء اولى انعقاد يافته بود صورت پذيرفت و به همين سبب نيز مفاد اين پيمان بر خلاف عقبهء اولى در بردارندهء پناه دادن رسول خدا ( ص ) از سوى آنان و يارى رساندن به آن حضرت بود .
همچنين به نظر مىرسد خبر ملاقاتهاى رسول اكرم ( ص ) - از گوشه و كنار - به قريش مىرسيد و آنان سعى مىكردند تدابيرى احتياطى در مقابل آن اتّخاذ كنند و مراقب باشند ، چه اين كه آنها مشاهده مىكردند پيامبر ( ص ) خود را بر قبايل عرضه مىدارد و اين در حالى است كه آنان بشدت از اين بيمناكند كه در مقابل ديدگان آنها دعوت به توحيد از ميان آنان به ميان همه اعراب كشيده شود ، بويژه آن كه چنين انتظار مىرفت طرفهاى ملاقات رسول خدا ( ص ) به آن حضرت بگروند و او نيز از نيروى آنان كمك بگيرد و بدين وسيله قدرتى را در مقابل قريش تشكيل دهد . پيش از اين ديديم كه چگونه به همين سبب ابو جهل و ابو لهب - به نوبت - رسول اكرم ( ص ) را تعقيب مىكردند .
اينبار مصعب بن عمير و اسعد بن زراره در حالى به مكّه آمدند كه گروهى از اوس و خزرج كه اسلام آورده بودند ، گروهى از مردم مدينه كه هنوز در شرك به سر مىبردند و طعم شيرين اسلام را نچشيده بودند و بالاخره گروهى چون عبد الله بن
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: حسين صابري
ص١٦٨