تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
در پايان روايت فوق چنين آمده است : « به خداوند سوگند [ در پى اين گفته‌ها در محلّهء بنى عبد الاشهل هيچ زن و مردى نماند مگر آن كه مسلمان شد » . « 21 » پس از اين ماجرا اسعد بن زراره ، سعد بن معاذ و مصعب بن عمير در خانهء اسعد گرد آمدند و به دعوت مردم به اسلام پرداختند تا آنجا كه اسلام در مدينه گسترش يافت همهء افراد خاندان بنى عبد الاشهل - از زن و مرد - ايمان آوردند . ما دربارهء تبليغات مصعب بن عمير و اسعد بن زراره به تفصيل سخن گفتيم و گفتگوى ميان آن دو و بزرگان و سران خاندانها را نقل كرديم ، چرا كه آگاهى يافتن از گفته‌هاى بزرگان - به همان صورت كه از دهان آنان بيرون آمده است - حالات و روحيّات آنها را به تصوير مىكشد . آنان همكارى و همسويى با دعوت حق را بدانجا مىرساندند كه حاضر مىشدند بىهيچ چانه زدن و كنكاشى به اين دعوت گوش فرا دهند و از آن پيروى كنند . اين خود از صفاى دل اين گروه حكايت دارد و روشن است آنجا كه دل از رقابت و مسابقه بر سر افتخارات و از جنگ قدرت بريده و برهنه باشد با سلامت و استقامت به حق روى مىآورد و بدين ترتيب به گرويدن بدان مىشتابد ، بويژهء آن كه دلهاى اين مردم آكنده از اين احساس بود كه پيروى از دعوت حق راه نجات آنان از پراكندگيها و منازعاتى است كه آنان را به جنگ كشانده و در زير فشار خود خرد كرده است ، افزون بر اين نشانه‌هايى و خبرهايى نيز دربارهء ظهور نبوّت رسول خدا ( ص ) محمد كه يهوديان يا تهديد آنان بدان رخداد خود را بر ايشان پيروز مىخواندند به اين مردم رسيده بود .

دوّمين پيمان عقبه

314 - نخستين پيمان عقبه پس از اوّلين ملاقات رسول خدا ( ص ) با گروهى از خزرج منعقد شد و به وسيلهء همين گروه خبر اسلام به مدينه يعنى همان جايى
هامش
( 21 ) - البداية و النهاية ، ج 23 ، ص 152 و 153 .