ابى ابن سلول كه به اسلام دل نداده و كينه نسبت به اسلام و مسلمين قلب او را آكنده ساخته بود - تا آنجا كه بعدها سر دستهء منافقان مدينه شد و پيوسته فتنهانگيزى مىكرد و هر جا زمينهاى مىيافت دست به كار فتنهاى مىشد - آن دو را همراهى مىكردند .
[ در اين مرحله به سبب آنچه قبلا يادآور شديم و بدان سبب كه قريش مراقب فعّاليتّهاى تبليغاتى رسول خدا ( ص ) بود ] آن حضرت از دو ناحيه بيمناك و مراقب بود : يكى از ناحيهء قريش كه پى برده بود دور از چشم آنها ماجرايى در حال شكل گرفتن است و به همين علّت جاسوسان آنها همه جا در پيرامون رسول اكرم ( ص ) بودند ، تا آنجا كه آن حضرت در هنگام ملاقات خود با هيئت اوس و خزرج در عقبه به آنان فرمود : « سخنگويتان حرف خود را بزند و خطبهاى طولانى ايراد نكند ، چرا كه مشركان جاسوسانى بر شما گماشتهاند و اگر از برنامهء شما آگاهى يابند آن را برملا خواهند كرد » ؛ و ديگرى از ناحيهّ مشركانى از اوس و خزرج كه با مسلمانان همراه بودند . شايد نيز هشدارى كه آن حضرت نسبت به وجود جاسوسان مشركين داد ، هر دو گروه را در برداشت : مشركان قريش و مشركان ديگرى كه با هيأت مؤمنان همراه بودند .
به سبب همين بيمناكى و احتياط نيز رسول خدا ( ص ) در به دو ورود اين گروه به مكّه با آنان ملاقات نكرد و از آنان بيعت نگرفت ، بلكه براى اين مقصود موعدى براى ديدار با آنها در سرزمين منى قرار داد .
ابن اسحاق به سند خود از كعب بن مالك روايت كرده است كه گفت : « به آهنگ حج روانه شديم و رسول خدا ( ص ) موعدى براى ملاقاتمان در عقبهء منى در يكى از شبهاى ميانى تشريق « 22 » معيّن فرمود . پس چون از حجّ فراغت يافتيم و آن شبى كه در آن با رسول خدا ( ص ) وعده داشتيم فرا رسيد . در حالى كه موعد ديدار خود با آن حضرت را از مشركانى كه همراهمان بودند پنهان مىكرديم . . . [ به
هامش
( 22 ) - ليالى تشريق به سه شب پس از عيد قربان گفته مىشود . - م .