تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
را پناه ندهيم . شايد آنچه تو ما را بدان فرا مىخوانى از همان چيزهايى باشد كه پادشاهان [ ايران ] آن را خوش ندارند . البته آنچه مربوط به سرزمين عرب مىشود [ و آنچه آنان را ناخوشايند مىافتد ] گناهى است كه صاحب آن مورد بخشش و عذرا و مورد پذيرش قرار مىگيرد ، ولى آنچه به سرزمين ايران مربوط مىشود [ و شاهان آن ديار را ناخوشايند مىسازد ] گناهى است كه صاحب آن مورد بخشش و عذر او مورد پذيرش قرار نمىگيرد . اينك اگر تو مىخواهى كه در آنچه به اعراب مربوط مىشود [ و در مقابل آنان ] تو را يارى دهيم و از تو دفاع كنيم اين كار را خواهيم كرد » . در اين هنگام رسول خدا ( ص ) خطاب به آن گروه فرمود : « پاسخى ناشايست نداديد ، چه ، به آنچه راست است تصريح كرديد [ بدانيد كه ] هيچ‌كس به دين خداوند برنمىخيزد مگر آن كه از همه جوانب بر آن احاطه يابد » . سپس رسول خدا ( ص ) فرمود : « آيا مىخواهيد ديرى نپايد كه خداوند سرزمين و اموال آنان را به شما ارزانى بدارد و دختران آنان را همبستر شما كند و شما خداوند را تقديس و تسبيح كنيد ؟ » . نعمان بن شريك در پاسخ گفت : « خداوندا ! اى برادر قرشى اين سخن را از زبانت بشنويم ! » . رسول خدا ( ص ) نيز در پاسخ او اين آيه را تلاوت فرمود كه « ما تو را به اذن او ، گواه بشارت دهند » هشدار دهنده ، دعوتگر به سوى خداوند و چراغى روشنگر [ قرار داديم و ] بر مردم فرستاديم » « 9 » . پيامبر ( ص ) سپس در حالى كه دستان ابو بكر را گرفته بود برخاست » . ابن كثير در ادامه پس از به پايان بردن اين حديث مىگويد : « اين حديثى جدا شگفت‌آور است كه ما به سبب آنچه از دلايل نبوّت ، محاسن اخلاق و خصلتهاى نيكو و فصاحت و صراحت لهجهء عرب در آن وجود دارد آن را در اينجا درج كرديم » « 10 » .
هامش
( 9 ) - احزاب / 46 . ( 10 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 145 - 143 .