مفروق پس از شنيدن اين آيات گفت : « اى مرد قرشى ، به مكارم اخلاق و كارهاى نيك فرا خواندى . دروغ گفتند آن قومى كه تو را تكذيب كردند و دروغگو خواندند » . مفروق كه گويا دوست داشت هانى بن قبيصه نيز با او در سخن گفتن همراه شود ، پس از به پايان بردن كلام خود گفت : « و اين هانى بن قبيصه شيخ و پيشواى دينى ماست » .
در اين هنگام هانى نيز خطاب به رسول خدا ( ص ) گفت : « اى برادر قرشى من سخن تو را شنيدم و گفتهء تو را تصديق كردم ، اما بر اين عقيدهام اين كه ما تنها در پى يك جلسه كه در حضور ما نشستهاى ، بىآن كه هيچ نشستى قبل و يا بعد از آن باشد و در حالى كه در دعوت تو نينديشيده و در فرجام آنچه ما را بدان فرا مىخوانى تأمل نكردهايم دين خود را ترك گوييم و از تو پيروى كنيم لغزشى در انديشه ، نوعى سبك خردى و كم تأمل ورزيدن در فرجام امور است و اصولا لغزش با شتاب و عجله همراه است و [ علاوه بر اين ] ما فرستادگان خاندانى هستيم كه در اينجا حضور ندارند و ما نيز دوست نداريم در نبودشان براى آنان تعّهدى و پيمانى ببنديم . با اين حال ، تو در پى كار خود مىروى و ما نيز برمىگرديم و تو در كار خويش مىنگرى و ما نيز مىنگريم » .
هانى كه گويا دوست داشت مثنى بن حارثه نيز در سخن گفتن با او همراه شود گفت : « اين مثنى شيخ و پيشواى امور جنگى ماست » .
در اين هنگام مثنى گفت : « اى برادر قرشى ، من سخن تو را شنيدم و گفتههايت را پسنديدم و آنچه بدان سخن گفتى مرا به اعجاب واداشت ، اما پاسخى كه به تو مىدهم همان پاسخ هانى بن قبيصه است و [ درست نيست ] تنها به خاطر يك جلسه كه تو با ما نشستهاى دين خود را ترك گوييم و از تو پيروى كنيم بويژه آن كه ما در ميان دو سرزمين [ با دو فرهنگ بيگانه ] قرار گرفتهايم : يكى يمامه و ديگرى سماوه » . پس رسول خدا ( ص ) پرسيد : « اين دو سرزمين كدامست ؟ » .
او پاسخ داد : « اما يكى از آن دو سرزمين عربى و بيابانى سوزان است و ديگرى سرزمين ايرانيان و بستر نهرهاى كسرى . اينك ما به پيمانى گردن نهادهايم كه كسرى از ما گرفته است مبنى بر آن كه هيچ نقشهاى برپا نكنيم و هيچ فتنهگرى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: حسين صابري
ص١٤٤