عقيدهء درست را در اين ميان بيان كنيم « 28 » ، بويژه آن كه اين موضوع و نيز مسألهء
هامش
( 28 ) - در اينجا ذكر اين نكته خالى از فايده نخواهد برد كه در ميان روايات شيعه نيز روايات فراوانى در اين موضوع رسيده ، در پارهاى از جزئيات با آنچه در اين كتاب آمده متفاوت و در عمده اصول اين رخداد با آن متّفق است . از آنجا كه اظهارات مؤلّف در اين بحث ، در بخش عمدهاى ، با نظرات علّامه طباطبايى در اين باره همسانى و هماهنگى دارد مناسب ديديم سطورى از بحث مفصّل ايشان در اين مورد را ترجمه كنيم . علّامه در تفسير آيات نخست سورهء اسراء مىگويد : آنچه در اينجا بايستى گفته شود اين است كه اصل اسراء [ و معراج ] از چيزهايى است كه انكار بدان راه نمىيابد ، چه قرآن بر آن تصريح كرده و رواياتى متواتر از پيامبر ( ص ) و ائمه عليهم السّلام در اين باره رسيده است . اما در مورد كيفيت اسراء ظاهر آيه و روايات به كمك قراينى كه آن را در ميان گرفته و با ظهورى كه قابل انكار نيست آن است كه رسول خدا ( ص ) با روح و جسم از مسجد الحرام به مسجد الاقصى به سيرى شبانه برده شد . اما دربارهء عروج آن حضرت به آسمانها آن گونه كه انشاء الله در تفسير آيات سورهء نجم خواهد آمد - ظاهر اين آيات و صريح روايات با همهء فراوانى ، وقوع اين حادثه است و هيچ راهى براى انكار كلّى آن وجود ندارد ، البتّه اين امكان وجود دارد كه گفته شود اين سير آسمانى روحانى بوده است ، ولى نه آن گونه كه معتقدان به روحانى بودن معراج مىپندارند و آن را از قبيل رؤيا و آنچه شخص خوابيده در خواب مىبيند مىدانند ، چرا كه اگر چنين مىبود ، نه آن اظهار قدرت و توانايى و كرامت الهى كه اين آيات با سياق خود بر آن دلالت مىكند ، معنى و مفهومى داشت ، نه آن انكار شديدى كه قريش در هنگام بازگو كردن اين ماجرا از سوى رسول خدا ( ص ) براى آنان از خود نشان دادند وجهى داشت و نه آنچه پيامبر دربارهء حوادث در طىّ اين مسير براى مردم فرموده ، مفهوم و معقول بود . بلكه - اگر چنين چيزى وجود داشته - عروج رسول خدا ( ص ) با روح مبارك خويش به ماوراى اين عالم بوده است ، يعنى همان جا كه فرشتگان گرامى خدا در آنجا سكنى دارند ، اعمال بدانجا منتهى مىشود و تقدير از آنجا صادر مىشود و آن حضرت در آنجا آياتى از آيات بزرگ پروردگار خويش ديده ، حقيقت اشياء و نتايح اعمال براى او چهرهاى مثالى يافته ، ارواح پيامبران بزرگوار را مشاهده كرده و با آنان به گفتگو پرداخته ، با فرشتگان گرامى خداوند ملاقات نموده و با آنها به سخن پرداخته و [ بالاخره ] چنان آياتى از آيات الهى ديده است كه جز به تشبيههايى چون تخت ، پرده و سراپرده قابل توصيف نيست . ر . ك . الميزان [ عربى ] ، ج 13 ، ص 33 و 32