تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
موقعيّت و منزلتى در اصل و نسب برخوردارى و جايگاهى و الا در اين خاندان دارى . اينك تو بر قبيله و قوم خود مسأله‌اى خطير آورده‌اى و بدان وسيله اجتماع آنان را متفرّق ساخته ، انديشه‌هاى آنان را به سبكى و پوچى خوانده ، از خدايان و دين اين مردم بدگويى كرده و همه پدران و گذشتگان آنان را كافر خوانده‌اى . اكنون از من بشنو تا امورى بر تو عرضه دارم كه در آن بنگرى ، شايد برخى از آنها را مورد پذيرش قرار دهى » . رسول خدا ( ص ) در پاسخ وى فرمود : « اى ابو وليد بگوى كه گوش فرا مىدهم » . او گفت : « اى پسر برادر ، اگر بدانچه بر مردم آورده‌اى ، در پى ثروتى هستى ، ما آنقدر از اموال و داراييهاى خود براى تو گرد آورده و به كنارى نهاده‌ايم كه اگر آنها را بپذيرى ثروتمندترين ما خواهى بود . اگر نيز جوياى رياستى ما تو را پيشواى خود مىسازيم تا در مورد هيچ‌كارى مگر با اجازهء تو تصميمى نگيريم . اگر نيز در پى سلطنتى ، تو را سلطان خود ساخته‌ايم و اگر هم آنچه بر تو مىآيد چيزى است كه به نظرت مىرسد و نمىتوانى آن را از خود دفع كنى ، ما براى تو طبيبى خواهيم جست و ثروت خود را در اين راه مصرف خواهيم كرد تا تو را معالجه كنيم ، چه ، گاه حالت جنّ زدگى بر شخص چيره مىشود و مىبايستى مورد مداوا قرار گيرد » . پس از آن‌كه عتبه سخنان خود را به پايان رساند ، رسول خدا ( ص ) در پاسخ وى فرمود : « اى ابو وليد ، آيا سخنت را تمام كردى ؟ » او نيز گفت : « آرى » . پيامبر ( ص ) فرمود : « از من بشنو » . او گفت : « چنين مىكنم » . پس رسول خدا ( ص ) اين آيات كتاب الهى را بر وى تلاوت كرد كه « فرستادنى است از جانب خداوند بخشايندهء مهربان و كتابى است كه آيات آن جدا [ و تبيين ] شده [ تا ] كتابى عربى و خواندنى براى مردمى باشد كه مىدانند . . . » « 5 » .
هامش
( 5 ) - فصّلت / 4 - 1 .