تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
حتّى يك‌بار مردم مكّه گرفتار قحطى و خشكسالى شدند و رسول خدا ( ص ) براى نزول باران دعا كرد و باران آمد . چنين برمىآيد كه اين ماجرا در دوران اقامت پيامبر در مكّه و در فاصلهء ميان وفات ابو طالب و هجرت به مدينه صورت پذيرفته است . اين مدّعى از آن‌روست كه روايت شده است رسول خدا ( ص ) پس از برآورده شدن حاجتش آرزو كرد كه ابو طالب در آن زمان زنده مىبود شايد ايمان مىآورد « 1 » و در مىيافت كه دين محمّد ( ص ) خير و سعادتى براى مردم و خاندان اوست . همچنين روايت شده است كه ماجراى طلب باران از سوى رسول خدا ( ص ) در دورانى رخ داد كه آن حضرت در مدينه بود و در آن زمان فرموده بود كه كاش ابو طالب زنده مىبود و او را يارى مىكرد « 2 » .
هامش
( 1 ) - ديگر بار يادآور مىشويم كه چنين روايات و چنين ادعاهايى با اين حقيقت كه ابو طالب به رسول خدا ( ص ) ايمان آورده بود ، سازگارى و هماهنگى ندارد . م . ( 2 ) - البتّه آنچه دربارهء مشاهدهء طلب باران رسول خدا ( ص ) از سوى ابو طالب گفته مىشود اين است كه وى در دوران حيات عبد المطّلب شاهد اين ماجرا بوده است . در همين راستا ، روايت شده كه رقيّه دختر ابو اصفى بن هشام گفت : ساليانى از قحطى و خشكسالى پى در پى بر قريش گذشت تا آنجا كه از شدّت كمبود و گرسنگى ناخنها سياه و استخوانها نرم شد . در همين زمان كه ما در اندوه و گرفتارى به سر مىبرديم . . . ناگاه شنيدم هاتفى به صداى بلند فرياد برمىآورد كه « اى جماعت قريش اين پيامبرى كه از ميان شما مبعوث خواهد شد اينك زمان ظهور او فرا رسيده است . هان كه در ميان خويش بنگريد كه در ميان شما مردى است بلند قامت ، سفيد چهره و با بينى كشيده » . اينك بايد او و فرزندش حاضر شوند و از هر تيره‌اى مردى بر گرد او جمع شود . نيز بايد عطر استعمال كنند و در حالى كه آن مرد پاك و نيك نفس در ميان آنان است هفت بار بر گرد كعبه طواف كنند . پس آن مرد دعا كند و مردم آمين بگويند . . . » . رقيّه مىگويد : من ترسان شدم ، عقلم به تحير و سرگشتگى ماند و خواب خويش را براى ديگران بازگو كردم . . . آنان گفتند : آن مرد شيبة الحمد عبد المطّلب است . پس قريش يكى پس از ديگرى نزد او آمدند و از هر تيره‌اى مردى با او همراه شد و همه با هم پس از استعمال عطر به استلام اركان و طواف كعبه پرداختند و سپس راه صعود به كوه ابو قبيس را در پيش گرفتند . چون بر دامنهء كوه