240 - آزارهاى مستمر قريش را از تحقّق اين خواسته ناكام ساخت كه محمّد ( ص ) و اصحاب او را از ايمان خود برگردانند ، بلكه اين شكنجهها سخت و رنج دادنهاى پىدرپى بر ايمان مؤمنان و پايبندى آنان بدانچه عقيده داشتند مىافزود و آنسان كه يادآور شديم گاه نتايجى چون اسلام آوردن حمزه و عمر بر اين آزارها مترتّب مىگشت و علاوه بر آن كمكم مسلمانان به آزارهاى متقابل دست مىزدند و بدينترتيب ، ابو جهل اين حقيقت تلخ را دريافت كه چگونه مردى عادل و قدرتمند سر انسانى بدكار چون او را مىشكافد . عمر نيز اين درس را به آنان آموخت كه چگونه عصيانگرى شر آفرين مورد ضرب و جرح قرار مىگيرد .
اينك با شيوههايى چون شيوهء اخير قريش به تجربه كردن اين طريق پرداخت كه با نرمش با اين رخداد جديد برخورد كند و پيشنهادهايى را به پيامبر ( ص ) عرضه بدارد كه به گمان آنان بىآنكه ايشان را به ايمان نزديك سازد مىتواند پيامبر را به آنان نزديك كند . آنان پيشنهادهايى به پيامبر ( ص ) ارائه دادند كه با منطق خودشان سازگارى داشت و كسانى چون خود آنها را نرم مىكرد . آنان شرافتمندى و و الا منزلتى را به او پيشنهاد كردند تا پيشواى فرمانرواى ايشان باشد ، سلطنت را به وى پيشنهاد كردند تا پادشاه آنان شود و بالاخره ، دارايى و ثروت را در مقابل او قرار دادند تا ثروتمندترين آن مردم گردد . امّا هنگامى كه او همهء اين پيشنهادها را رد كرد در حالى كه به گمان آنان هيچكس چنين پيشنهادهايى را رد نمىكرد مگر آنكه عقل خود را از دست داده باشد و در حالى كه آنان به مقتضاى منطق مادّى خود ، برترى و والايى را جز به مال و ثروت و رياست و قدرت و سلطنت نمىدانستند - چنين به او پيشنهاد دادند كه وى را به زبر دستترين طبيبان نشان دهند تا آنها وى را معالجه كنند . امّا او به جاى آنكه با آرى و نه به آنها پاسخ دهد آيات قرآن را برايشان تلاوت فرمود تا بدانند كه آنچه نزد اوست از همهء آنچه آنان پيش روى وى قرار مىدهند بهتر است بلكه وى آنچه را آنان به او وعده مىدهند در مقايسه با آنچه خود دارد كه برتر و پايندهتر است ، چيزى كه شايستهء نام بردن از آن باشد نمىداند .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 673
مساهمون: حسين صابري
ص٦٧٣