عادل پر دركى بود كه خداوند غبار باطل را از دل او برگرفت .
در آستانهء دورانى جديد
237 - اسلام آوردن حمزه و در پى آن ، مسلمان شدن عمر آغاز دورانى جديد براى اسلام بود . مسلمانان در آغاز ، مستضعفانى بودند كه مورد ستم قرار مىگرفتند ، امّا نمىتوانستند بديهايى را كه به آنان روا داشته مىشد با رفتارى همانند آن پاسخى متقابل گويند ، توان آن نداشتند كه از خود دفاع كنند و دشمنانشان نيز نه به پيمانهايى كه با آنان داشتند وفا مىورزيدند ، نه « جوار » و پناه دادن كسى به آنان را محترم مىشمردند ، نه خود پناه مىدادند و نه به مقتضاى هيچ دوستى و خويشاونديى با آنان عمل مىكردند ، بلكه شكنجه بدانان روا مىداشتند و بىآنكه هيچ مقابلهاى را انتظار داشته باشند خوارى و زبونى را به آنان تحميل مىكردند .
در اين ميان حتّى اگر مشركانى با مروّت از آزار مؤمنان ابا مىكردند و از آن روى برمىتابيدند ، بدان سبب بود كه آنان نمىخواستند به پستى آزار بردهاى يا انسانى ضعيف و يا كسى كه توان هيچ مقابلهاى ندارد تن در دهند .
هنگامى كه حمزه اسلام آورد ، بزرگ فرومايگان مشرك ، ابو جهل براى نخستين بار ضرباتى را احساس مىكرد كه بر سر او فرود مىآمد و خونى را مىديد كه از زخمهايش فرو مىريخت و اگر چه يارانى از ميان قبيلهاش به كمك او برخاستند ، امّا وى از درگير شدن در يك جنگ وحشت كرد و از اين ترسيد كه اين ، آغاز آن نبرد باشد ، نبردى كه او از فرجام آن بيم داشت ، آنسان كه وضعيّت هر دور از مروّتى كه بر ناتوانان دست ستم دراز مىكند و از توانمندان مىترسد چنين است .
زمانى نيز كه عمر اسلام آورد ، اين فاجعهاى براى شرك و مشركان و شكل يافتن دورانى جديد بود ، دوران افتخار ورزيدن مسلمانان به اسلام ، آشكار ساختن آن پس از يك دوران سير پنهانى و قرار گرفتن همهء مسلمانان در يك صف در مقابل