بود . كسانى كه اعضاى اين بيت به شمار مىرفتند و بدان حد رسيده بودند كه مىتوانستند به درك روشنى از حقايق كلّى دين نايل آيند ، آن سه تنى بودند كه از آنان سخن گفتيم : خديجه بنت خويلد همسر پاك ، باوفا ، امين و مهربان و دلسوز رسول خدا ( ص ) ؛ على بن ابيطالب ، همان نوجوانى كه پيامبر او را پروريد و بالاخره زيد ، آن بردهء مخلص رسول خدا ( ص ) كه آن حضرت قيد بندگى را از او برداشت و وى را به شرافت انتساب به قريش رساند تا آنجا كه به وى « زيد بن محمّد » گفته مىشد تا هنگامى كه خداوند اين فرزند خواندگى را الغاء كرد ، امّا اين در حالى بود كه زيد به اسلام و ايمان شرافت يافته و شرافت آزاد بودن و احترام نسب اصلى خويش را كه به هيچ سابقهء بردگى آلوده نشده بود به همراه داشت .
خديجه از همان زمان كه رسول خدا ( ص ) با جبرئيل امين ملاقات فرمود و در حالى كه دلش لرزان بود به سوى وى بازگشت و از آن زمان كه ورقة بن نوفل وى را از منزلت و جايگاه محمّد ( ص ) و از اين آگاه ساخت كه او پيامبر اين دوران است و پيامبرى پس از او نخواهد بود ، به آن حضرت ايمان آورد .
او از همان لحظهء نخست ايمان آورد و ايمان او مايه آرامش و امنيّت به شمار مىرفت ، چه او همان پناه و مأوايى بود كه با رحمت و عطوفتى كه در خود داشت ، رسول خدا ( ص ) در بحبوحهء سختيهاى مبارزه عليه وضعيّت موجود و به گاه شدّت اين رويارويى بدانجا پناه مىآورد . ابن هشام در السيرة النبويه در اين باره چنين مىگويد :
« او در كار رسول خدا ( ص ) پشتيبان او نخستين كسى بود كه به خدا و رسول او ايمان آورد و آنچه را او آورده بود مورد باور و تأييد قرارداد و بدينسان ، خداوند از سختى و سنگينى بار رسول خدا ( ص ) كاست و او هيچ ردّى در مقابل خود و هيچ تكذيب و دروغ شمردنى در مقابل دعوت خويش نمىيافت كه از آن اندوهگين شود ، مگر آنكه هنگامى كه به سوى خديجه باز مىگشت ، خداوند اين اندوه را مىگشود و آن زن او را به پايدارى مىخواند و از آلام او مىكاست ، او را مورد تصديق قرار مىداد و آنچه را مردم با او مىكردند بر او سهل و قابل تحملتر مىساخت » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 576
مساهمون: حسين صابري
ص٥٧٦