آشنايى او با نزديكترين راههاى ممكن براى رسيدن به هدف ، از مداراى او با همراهان ، از پرهيز جستن وى از مسابقاتى كه ثمرى جز خستگى براى طرفين به بار نمىآورد ، از نرمش و خوشخويى او با كسانى كه همراه اويند ، از شجاعت بىنظير و بالاخره از قدرت بردبارى و پايدارى والاى آن حضرت حكايت مىكند .
رسول خدا ( ص ) آن هنگام كه در ماجراى تجديد بناى كعبه داورى ميان قبايل عرب را در نصب حجر الاسود پذيرا شد در اوج شجاعت قرار داشت ، چرا كه وى با آنكه مىدانست مسأله چقدر داراى حسّاسيّت است و علاوه بر آن يك داور نمىتواند همه طرفهاى يك دعوا را از خود خشنود سازد به چنين كارى اقدام نمود ، هرچند به توفيق خداوند توانست با ابتكار خود همه آنان را خشنود و راضى سازد .
بدينسان ، محمّد ( ص ) قبل از بعثت مردى شجاع بود كه حق را بر زبان مىآورد و از سرزنش هيچ ملامتگرى بيم به دل راه نمىداد و حق را آشكار مىساخت بىآنكه كسانى را كه رو در روى او قرار داشتند مورد اعتنا و يا تحقير قرار دهد ، بلكه وى بدان خشنود بود كه حق را اظهار دارد و همين برايش بسنده مىكرد .
شجاعت رسول خدا ( ص ) : پس از بعثت
159 - از آنجا كه بعثت از نخستين تا آخرين دورهء خويش و دورههايى كه در اين فاصله قرار مىگيرد نيازمند شجاعت است ، شجاعت رسول خدا ( ص ) پس از بعثت خود را در كاملترين شكل نشان داد . هنگامى كه آن حضرت با ورقة بن نوفل پسر عمّ خديجه ملاقات فرمود وى به او گفت : « هيچكس همانند آنچه تو آوردهاى نياورده مگر آنكه مورد ستم قرار گرفته است » . با چنين وصفى اين حقيقتى روشن است كه رويارويى با دشمنان يك تفكّر جديد به شجاعت ، ثبات دل و قدرت بردبارى و شكيبايى نياز دارد و « خداوند كه خود مىداند رسالت خويش را در كجا قرار دهد » « 76 » ، پيامبرى ترسو ، رسولى پريشان خاطر و پيغمبرى بر نمىگزيند كه در
هامش
( 76 ) - انعام / 124 .