فصل ششم كمال انسانى در شخصيّت رسول خدا ( ص )
121 - اين فصل از سخن را پيش از مبحث بعثت مىآوريم تا به خوبى به درك اين حقيقت نائل شويم كه خداوند چه كسى را از ميان همه بندگان خويش به عنوان رسول عالميان برانگيخته و چگونه او را با تربيت پر بركتى كه براى او داشت ، ادب آموخت و او را كامل آفريد . ضرورت چنين كمالى كه از سوى خداوند به وى داده شد از آنجا برمىخاست كه رسالت او دعوت ديگران به كمال و تعالى و به همين سبب او خود حدّ نهايى و كمال مطلق در خلقت بشر بود .
ما در اين فصل قصد آن داريم كه نمونههايى از اخلاق شايستهء برخاسته از فطرت آن بزرگ را به صحنهء بحث بياوريم كه وى آنها را از وحى الهى نگرفته ، هر چند با آنچه بعدها از وحى الهى گرفت و آنچه قرآن وى را متخلّق به آن ساخت تا آنگاه كه اخلاق متين او شكل گرفت مطابقت كامل داشت و آنگونه كه عايشه گفته است « اخلاق او ، قرآن بود » . روشن است آنچه به مقتضاى خلقت و ناموس هستى امرى اخلاقى شمرده شود ، با آنچه پيام وحى است و با آنچه پيامبر مردم را بدان فرا خواند و آنان نيز در كسب آن امور به وى نزديك شدند و البتّه به آنچه او رسيده بود نرسيدند ، همسو و سازگار خواهد بود .
در كتاب الشفاء از قاضى عياض در مقدّمهء سخن اين نويسنده دربارهء اوصاف