پيامبر ( ص ) - در كنار آمنه به رسول خدا ( ص ) شير داد . ابو لهب ، هر چند پس از بعثت رسول رحمت ( ص ) كينه و دشمنى با او پيشه كرد ، امّا از آن پيش برادرش عبد اللّه و فرزندش محمّد ( ص ) را دوست مىداشت و به همين دليل نيز ، چون ثوبيه نخستين كسى بود كه خبر ولادت پسر برادر را به ابو لهب داد ، وى او را به مژدگانى اين خبر آزاد كرد . اين كارى نيك از سوى ابو لهب بود كه جاى تقدير و اجر داشت ، امّا كفر او و پيوستن او به مخالفان رسول خدا ( ص ) كه او و پيروان بىپناهش را آزار مىدادند ، اين نيكى را پوشاند .
ثويبه در كار شير دادن رسول خدا ( ص ) به آمنه كمك كرد ، هر چند او به حمزة بن عبد المطّلب نيز شير مىداد و شايد همين امر سبب شد تا عبد المطّلب در پى دايههاى ديگرى براى شير دادن رسول خدا ( ص ) باشد .
بر اين اساس مىگوييم : جستجوى دايگانى ديگر از ساكنان باديه براى شير دادن پيامبر ( ص ) داراى سه علّت بود :
الف - شير آمنه براى تغذيه نوزداش كفايت نمىكرد و شايد برخى از علل اين امر همان اندوه نهفته و عميق آمنه در پى مرگ همسر محبوب و والايش بود كه بر آن صبورى كرد بىآنكه چنين وانمود كند ، اندوهى كه دردمندى همه قريش ، دردمندى پدر عبد اللّه و دردمندى برادرانش آن را از ميان نبرده ، هر چند از سنگينى آن كاسته بود ؛ چه ، همدردى در يك مصيبت و اندوه از سنگينى آن مىكاهد ، امّا آن را از بين نمىبرد .
ب - اين يكى از عادات و رسوم اشراف قريش بود كه زنانشان به فرزندان خود شير نمىدادند ، بلكه آنها را به دايگان ساكن در باديه مىسپردند ، آنگونه كه در زمان حاضر نيز اين عادت در ميان بزرگان شهرها يا صاحبان ثروت وجود دارد و زنان آنها به فرزندان خود شير نمىدهند ، هر چند آنها را به روستا و بيابان نمىفرستند .
ج - وقتى كودكان در بيابان دوران شير خوارگى را سپرى مىكردند ، تغذيهاى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: حسين صابري
ص٢١٤