تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مورد سؤال او قرار مىگيرند « 16 » » مطمئن بود . او به مدت حداقل سه سال در جوار قبر شوهرش ماند و اين مدت برايش بهرهء فراوانى داشت ؛ چرا كه ، به همسر دوست‌داشتنى خود نزديك و بدين مجاورت دل خوش كرده و آرامش دل يافته بود . بدينسان ، او آنگونه كه نامش دربردارندهء همين معنى است ، صبور و با ايمان ، همانند قومش شريف و به سان اصل و نسبش ، كريم و بزرگوار بود . چنين بر مىآيد كه آمنه دوست نداشت تا فرزند خود را از خاندانش كه اشراف مكّه بودند ، دور كند . او همچنين كسى نبود كه اين فرزند مبارك را از جدّش دريغ بدارد ؛ چه ، او هميشه او را بر خود مقدّم مىداشت . به هر حال وى در حالى مشقّت سفر را تحمّل كرد و دشت و بيابان را در نورديد كه جز كنيزى با وى همراه نبود ، كسى كه او را در تحمّل مشقّت و سختى راه يارى مىداد ، در طول اين راه دراز همدم او بود و قبل از آن نيز در تربيت فرزند آمنه به وى كمك مىكرد . اما سختيهاى سفر اين زن مجاهد در راه وفادارى و اخلاص نسبت به فرزند و جدّ وى را از پاى در آورد و او كه در راه بازگشت به مكّه بود در گذشت و در ابواء ميان مكّه و مدينه مدفون شد . او با تسليم روح خود ، اين جهان را بدرود گفت و عزيز خود را واگذارد ، آن‌سان كه پيش از اين پدرش را وداع گفته بود . با اين تفاوت كه وداع نخست او با عبد الله وداع با عزيزى بود كه راه ابديّت را در پيش داشت و وداع اخير وداع فرزند عزيزى بود كه او را در راه صعب زندگى و جهاد رها مىكرد . وى كودك خود را به همراه كنيزى كه با او بود ، در پناه خدا رها كرد و خداوند نيز او را به ديدهء بيناى خود حفظ كرد و پروراند تا زمانى كه به جدّ بزرگوار خود در ميان خاندانش پيوست و در دامان او قرار گرفت . اينجا تأمّلى كوتاه شايسته است تا به اين مجاهد آرام و صبور نيك بنگريم .
هامش
( 16 ) - انبياء / 23 .