روز يا سه ماه دانستهاند . او پس از اين مدت روانهء مسافرت شد تا براى خانوادهء خود رزق و روزيى فراهم آورد . بدينترتيب ، به ميان دايىزادگان پدر خود ، بنى نجار رفت و در آنجا بدرود حيات گفت .
اين مادرى و همسرى است كه بر فراق و دورى همسر جوان خود صبورى پيشه كرد . او هنوز شيرينى ازدواج را نچشيده بود كه به حرمانى هميشگى در راه منافع قوم خود تن در داد ، آنجا كه شوهرش براى فراهم آوردن رزق و روزى براى خاندان خويش روانهء سفر شد و اين زن فاضل به غربت و فراق آنكه دوستش مىداشت بدين خاطر كه اين فراق و جدايى به نفع مصالح مردم و اصلاح وضعيّت آنان بود ، رضايت داد و پذيرفت كه فرزند دلبندش در غياب شوهر محبوبى كه هنوز ديرى نپاييده كه زندگى در كنار او را آغاز كرده است متولّد شود . براى آمنه دل خوش داشتن به انتساب به عبد اللّه او را از لذّت بردن از زندگى در كنار وى بىنياز مىساخت و او را از همه لذّتهاى اين ازدواج به لذّتى كه از داشتن نور چشم خود محمّد ( ص ) مىديد بسنده كرد . او بدينترتيب ، به غيبت شوهر تن در داد و با اطمينان خاطر به اميد ديدار وى و در آرزوى آن نشست كه خداوند اين جدايى را بر طرف سازد . امّا خداوند - جلّت قدرته - ارادهء آزمايش او را داشت و بدين خاطر ، شوهر وى را در غربت از او گرفت . ولى او صابر و بردبار ، بزرگوار و با گذشت ، مشغول تربيت فرزند خود و به امر پروردگار خويش راضى و خشنود بود ، بىآنكه از وى هيچ شكوه و ملامتى از زندگى و معيشت خود مشاهده شود .
هنگامى كه فرزند آمنه از دايهها بىنياز شد ، اين مادر به همراه فرزند خود بار سفر بربست و در مشقّتى كه تنها صابران توان آن را دارند ، دشت و بيابان را در نورديد و به يثرب رفت تا در آنجا قبر همسرى را زيارت كند كه محل انظار و محبوب مكّيان بود ، امّا خداوند او را نصيب آمنه ساخت ، ولى تقدير حكيمانهء الهى جز آن نخواست كه وى تنها جسد مدفون شده در خاك او را ببيند و او در همهء اينها ، صبور و پايدار و به تقدير خداوند عادلى كه « از آنچه مىكند پرسش نمىشود ، بلكه مردم
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: حسين صابري
ص١٧٩