تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
در منزلت و مرتبهء او همين بس كه خداوند از فرمان و ارادهء او ياد كرد و سپس فرمود :
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً
. « 1 » از ويژگىهاى آن حضرت اين است كه معجزه‌هاى پيامبران پيشين معجزه‌هايى محسوس و قابل ديدن با چشم بود و با از ميان رفتن كسانى كه معجزه بر آنان رخ داده بود معجزه نيز از ميان مىرفت . امّا معجزهء او معجزه‌اى معقول است كه تا آسمان و زمين برپاست به ديدهء دل درك شود . مگر نمىبينيد كه چون مردم از او معجزه‌اى خواستند كه به چشم ديده مىشود و چون گفتند :
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ
« 2 » خداوند فرمود :
قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ
. « 3 » سپس فرمود :
أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
« 4 » و در اين عبارت
وَ ذِكْرى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
چه اشاره‌هاى آشكار و چه تصريح‌ها و يادآورىهايى به اعجازآورى اوست .

فصل [ 5 ] : در همين‌باره

چون مردى از تميم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از پس پرده به نام خواند ، خداوند اين بىادبى را در سخن گفتن با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و نيز اين را كه به جاى كنيه ، نام او بر زبان آورده‌اند ناپسند دانست « 5 » و
هامش
( 1 ) . احزاب / 36 : و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خداوند و فرستاده‌اش به كارى فرمان دهند ، براى آنان در كارشان اختيارى باشد . و هركس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانى كند قطعا دچار گمراهى آشكار گرديده است . ( 2 ) . عنكبوت / 50 : چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‌هايى نازل نشده است ؟ ( 3 ) . عنكبوت / 50 : بگو آن نشانه‌ها پيش خداست و من تنها هشداردهنده‌اى آشكارم . ( 4 ) . عنكبوت / 51 : آيا براى ايشان بس نيست كه اين كتاب را كه بر آنان خوانده مىشود بر تو فروفرستاديم ؟ در حقيقت در اين كار براى مردمى كه ايمان دارند رحمت و يادآورى است . ( 5 ) . در تفسير طبرى ( ج 26 ، ص 121 ) آمده است : اين آيه دربارهء آن دسته از عرب‌هايى نازل شد كه از پس حجره‌هاى مسكونى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن حضرت را بلند مىخواندند و مىگفتند : اى محمّد ، بيرون آى . از زيد بن ارقم رسيده است كه گفت : كسانى از عرب‌ها آهنگ ديدار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داشتند . آنان به همديگر گفتند : نزد اين مرد برويم ؛ اگر پيامبر باشد با او نيكبختى به چنگ مىآوريم و اگر پادشاه باشد در جوار او زندگى رفاهمندى مىيابيم . راوى گويد : من نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رفتم و آن حضرت را از اين گفت‌وگو آگاهاندم . راوى افزايد : پس از چندى آنان بر در خانه‌هاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمدند و از بيرون او را با بانگ « اى محمّد » مىخواندند . پس خداوند آيهءإِنَّ الَّذِينَ . . .