تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤

فصل [ 3 ] : خوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله

ابن عباس ، انس بن مالك ، ابن مسعود و كسانى ديگر در حديثى متداخل گفته‌اند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ديدار بيماران مىرفت ، در تشييع جنازه شركت مىكرد ، به كسى كه او را هرچند به مشتى خرماى نامرغوب دعوت مىكرد پاسخ مىداد و مىفرمود : اگر مرا به خوردن سردستى فراخوانند پاسخ مىدهم و اگر به من پاچه‌اى هديه كنند مىپذيرم . « 1 » او با دارا و نادار دست مىداد ، در سلام كردن پيشدستى مىكرد ، با بينوايان و ضعيفان همنشين مىشد ، عبا مىپوشيد ، در كوچه و بازار راه مىرفت ، بر الاغ مىنشست ، بر زمين نشسته ، غذا مىخورد و مىگفت : من يك بنده‌ام و همان‌گونه غذا مىخورم كه يك بنده مىخورد . او شوخى مىكرد و در مزاح خود جز حق نمىگفت . يك‌بار با پيرزنى شوخى كرد و به او فرمود : پيران به بهشت نمىروند . آن زن گريست و بىتابى نشان داد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين آيه را برايش خواند :
إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً * فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً * عُرُباً أَتْراباً
. « 2 » او خود زانوى اشتر مىبست ، شتران را به چرا مىبرد ، كفش پينه مىزد ، جامه وصله مىكرد ، دلو تعمير مىكرد و مىگفت : مرا بر آن‌كه در ظلمت‌هاى سه‌گانه خداى را تسبيح گفته است « 3 » برترى مدهيد - مقصود او يونس بود و در حالى اين سخن را مىگفت كه بيگمان او خود از وى و از همهء پيامبران برتر بود ، امّا او مىخواست حق فروتنى را بگزارد . روزى مردى را نزد او آوردند . بر اندام آن مرد لرزه افتاد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : راحت باش ! من تنها انسانى چون شما هستم ، نه پادشاهم و نه ستمگر ؛ تنها پسر زنى هستم كه گوشت خشك مىخورد . « 4 »
هامش
( 1 ) . متن مؤلف چنين است : « لو دعيت الى ذراع لاجبت و لو اهدى الىّ كراع لقبلت » . اين متن با تفاوت‌هايى اندك در منابع آمده است . از آن جمله بنگريد به : صحيح البخارى ، ج 3 ، ص 201 ؛ الكافى ، ج 6 ، ص 274 . همچنين متن سخن صحابه را بنگريد در : البيان و التبيين ، ج 2 ، ص 30 - ت . ( 2 ) . واقعه / 35 - 37 : ما آنان را از نو پديد ساختيم و ايشان را دوشيزه گردانيديم ، شوى دوست و همسال . ( 3 ) . اشاره به آيه‌هاى 87 و 88 انبياء :وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ- ت . متن روايت نيز چنين است : « لا تفضلونى على من سبح اللّه فى الظلمات الثلاث » . متن را در منابع نيافتم . امّا مضمون همانند آن در چند منبع آمده است . بنگريد به : تأويل مختلف الحديث ، ص 116 ؛ فتح البارى ، ج 6 ، ص 413 ؛ تحفة الاحوذى ، ج 8 ، ص 429 - م . ( 4 ) . متن روايت چنين است : « هون عليك فانما انا بشر مثلكم و لست بملك و لا جبار انما انا ابن امرأة كانت تأكل