كانَ غَفَّاراً * يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً * وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً .
« 1 » آن مرد روانه شد و روزى بازگشت و گفت : اى امير مؤمنان ، من بسيار آمرزش خواستم ، امّا هيچ گشايشى نمىبينم .
فرمود : بگو : « يا فارج الهمّ و يا كاشف الغمّ و يا منزل القطر و يا مجيب دعوة المضطرّ صلّ على محمّد و على آله و فرّج عنّى ما ضاق له صدرى و عيل معه صبرى » و نيز بگو :
وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ
« 2 » ،
وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ
« 3 » ،
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
« 4 » .
آن عرب گفته است : از آن پس من هم آمرزش مىخواستم و هم اين دعاها را مىخواندم ، و خداوند آسيب را از من دور ساخت و در روزى گشايش داد .
مؤلف گويد : روزى حسن بصرى بر حجاج وارد شد و بناى بلند او را ديد . پس گفت : آيا برخى از شما به قصرى مىپردازند و آن را استوار مىسازند و به فرشى توجه مىكنند و آن را فراهم مىآورند ، در حالى كه مگس آزمندى و پروانهء آتش آنان را دربرگرفته است ، و آنگاه مىگويند : بنگريد كه چه فراهم آوردهام ! اى دشمن خدا ، ما آنچه را تو ساختهاى ديدهايم و اينك آسمانيان تو را لعن مىكنند و زمينيان تو را دشمن دارند .
حسن سپس از حضور حجاج بيرون آمد در حالى كه مىگفت : خداوند از عالمان پيمان ستانده است كه آن را براى مردم بيان كنند و پنهان ندارند . « 5 »
حجاج از اين سخن خشمگين شد و گفت : اى شاميان ، اين بردهء بصريان بر من درمىآيد و رودررويم مرا دشنام مىدهد و اين رخداد را هيچ مخالفى نيست ؟ پس تنى چند از شاميان خود را به حسن بصرى رساندند و او را به نزد حجاج بازگرداندند ، در حالى كه شمشير و سفرهء گردن زدن نزد او بود و حسن نيز لبهاى خويش را حركت مىداد . حجاج با او به درشتى سخن گفت ، اما حسن با او مدارا كرد تا سرانجام خشم حجاج فرونشست . سپس حجاج غذا
هامش
( 1 ) . نوح / 10 - 12 : از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است . تا بر شما از آسمان باران پىدرپى فرستد و شما را به اموال و پسران يارى كند و برايتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد .
( 2 ) . غافر / 44 : و كارم را به خدا مىسپارم ، خداست كه به حال بندگان خود بيناست .
( 3 ) . هود / 88 : و توفيق من جز به يارى خدا نيست .
( 4 ) . توبه / 129 : بر او توكل كردم و او پروردگار عرش بزرگ است .
( 5 ) . اشاره به آيهء 187 سورهء آل عمران :وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ- ت .