عمر بن عبد العزيز چون براى ديدار مردم مىنشست اين آيهها را مىخواند :
أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ * ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ * ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ
. « 1 »
ابو بكر محمّد بن عمر ترمذى وراق « 2 » در كتاب المتعلمين « 3 » فصلى دربارهء كسانى كه خود را در اندرز دادن آنان كه اندرز نپذيرند به تباهى افكنند آورده و در اين فصل گفته است : از همين قبيل است مشغول داشتن دل و افراط ورزيدن در برخورد با آنكه شخص آهنگ راهنمايى و اندرز دادن او دارد ، و از آن سوى فراموش كردن ياد خدا و قضا و تقدير او و فراموش كردن خود و نيز از ياد بردن اين سخن خداوند كه فرموده است :
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
« 4 » و نيز اين سخن كه فرمود :
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ
« 5 » .
هامش
( 1 ) . شعراء / 205 - 207 : مگر نمىدانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم و آنگاه آنچه كه بدان بيم داده مىشوند بديشان برسد آنچه از آن برخوردار مىشدند به كارشان نمىآيد ؟
( 2 ) . او از محدثان مشهور است و كتابهايى در زمينهء رفتارها دارد . بنگريد به : الفهرس ، ص 329 - ت .
( 3 ) . در سياهه كتابهاى ترمذى از چنين كتابى نام برده نشده است ، هرچند او كتابى با نام العالم و المتعلم دارد .
بنگريد به : معجم المؤلفين ، ج 11 ، ص 78 - ت .
( 4 ) . قصص / 56 : در حقيقت تو هركه را دوست دارى نمىتوانى راهنمايى كنى ، ليكن خداست كه هركه را بخواهد راهنمايى مىكند .
( 5 ) . انعام / 35 : و اگر خدا مىخواست قطعا آنان را بر هدايت گرد مىآورد . پس زنهار از نادانان مباش .