تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
پاسخ او ، آن فقيه را خاموش كرد . يكى از عالمان فرمانروايى را به نام خواند . او گفت : نامهربان ! پس كنيه آوردن كو ؟ گفت : خداوند دست داشتنىترين آفريدهء خويش را به نام خوانده و فرموده است :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ
« 1 » ، در حالىكه منفورترين خلق را به كنيه خوانده و فرموده است :
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ
« 2 » . يكى از نيكان گفته است : فرمانبرى بنده از پروردگار ، بر سه گونه است : گونه‌اى از آن كار قلب است و آن عبارت است از اعتقاد به عبوديت ، چونان كه فرموده است :
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
« 3 » . گونه‌اى از آن عمل زبان است و آن نيز ستودن و ستايش كردن خدا به آن چيزهايى است كه شايسته اوست ، آن‌سان كه فرمود :
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
« 4 » . گونه‌اى از آن هم كار بدن است و آن عبارت است از انجام خدمت‌هايى كه خشنودى خداوند در آن‌ها پيداست ، آن‌سان كه فرموده است :
ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
« 5 » . در كتاب اخبار الوزراء و الكتاب از ابو عبد اللّه بن عبدوس جهشيارى « 6 » خوانده‌ام كه گروهى از متكلمان به حضور مأمون رسيدند ، در حالىكه محمّد بن عبد الملك « 7 » نيز آن‌جا بود . مأمون گفت : من چيزهايى از كتاب خدا كه مقصود از آن‌ها لا إله الا اللّه بود به ياد داشتم ، امّا اكنون آن‌ها را از ياد برده‌ام ؛ مرا از آن‌ها آگاه سازيد . امّا نزد هيچ كدام از حاضران در اين‌باره
هامش
( 1 ) . آل عمران / 144 : و محمّد جز فرستاده‌اى نيست كه پيش از او هم پيامبرانى آمده و گذشتند . ( 2 ) . مسد / 1 : بريده باد دو دست ابو لهب و مرگ بر او باد . ( 3 ) . بينه / 5 : و فرمان نيافته بودند جز آن‌كه خدا را بپرستند و در حالىكه به توحيد گراييده‌اند دين خود را براى او خالص گردانند . ( 4 ) . اعراف / 180 : و نام‌هاى نيكو به خدا اختصاص دارد . ( 5 ) . حج / 77 : ركوع و سجده كنيد و پروردگارتان را بپرستيد و كار خوب انجام دهيد . باشد كه رستگار شويد . ( 6 ) . نام كامل او ابو عبد اللّه محمّد بن عبدوس كوفى معروف به جهشيارى است ، مورخى كهن كه نزد وزيران از جايگاهى و الا برخوردار شده بود . وى به سال 331 ق . درگذشته است . كتاب الوزراء و الكتاب وى در سال 1938 م . با تحقيق مصطفى سقا و چند تن ديگر منتشر شده است . ( 7 ) . محمّد بن عبد الملك كاتب و نامه‌نگار مشهورى است كه معتصم عباسى و واثق او را وزارت دادند ، امّا متوكل او را بىبهره ساخت ، به زندان افكند و شكنجه داد و وى از آن پس به سال 233 ق . در بغداد درگذشت . بنگريد به : تاريخ بغداد ، ج 2 ، ص 332 - ت .
اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 160 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / حسين صابري