تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
شود . امّا او از پذيرش اين پيشنهاد سرباز زد و فرمود :
ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً
. « 1 » چون طلحه و زبير از او اجازه خواستند كه به عمره روند فرمود : برويد ، هرچند آهنگ عمره نداريد . هنگامى كه طلحه ، زبير و عايشه از مكه آهنگ بصره كرده بودند ، ام سلمه به على عليه السّلام چنين نوشت : بارى ، طلحه و زبير و عايشه از مكه به آهنگ بصره بيرون رفته‌اند و مردم را به پيكار با تو برانگيخته‌اند و از آنان جز كسانى كه در دل‌هايشان بيمارى بوده است پنهان نشده‌اند ، و دست خدا بر فراز دست‌هاى مؤمنان است « 2 » و خداوند آنان ( سركشان ) را به مجازات خواهد رساند و گرداب بلا را متوجه آنان خواهد ساخت . على عليه السّلام در پاسخ او چنين نوشت :
عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ
. « 3 » زمانى كه حفصه به ام كلثوم دختر على عليه السّلام خبر داد كه مردم در بصره بر گرد عايشه گردآمده‌اند ، در پاسخ به او گفت : تو و عايشه اگر بر ضد پدرم همدست شده‌ايد پيشتر نيز بر ضد آن‌كه خداوند مولايش بود همدست شده بوديد و پس از اين ، جبرئيل و مؤمنان درستكار و فرشتگان پشتيبان اويند . « 4 » چون آهنگ بصره كرد ، حسن عليه السّلام و عمار بن ياسر را روانهء كوفه ساخت تا مردم آن شهر را به پيكار بسيج كنند . چون حسن عليه السّلام بدين شهر درآمد ، گروهى پاسخ دادند و گروهى نيز خوددارى ورزيدند و ميان مردم گفت‌وگوى بسيار صورت پذيرفت . در اين ميان ، زيد بن صوحان عبدى « 5 » برخاست و گفت :
الم * أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ
« 6 » . اى مردم ،
هامش
( 1 ) . كهف / 51 : من آن نيستم كه گمراهگران را همكار خود بگيرم . ( 2 ) . اشاره به آيهء 10 سورهء فتح :يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ- ت . ( 3 ) . مؤمنون / 40 : به‌زودى سخت پشيمان خواهند شد . ( 4 ) . اشاره به آيهء 4 سورهء تحريم :وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ- م . ( 5 ) . زيد بن صوحان بن حجر عبدى از بنى عبد القيس يكى از تابعان كوفى بود . از عمر و على عليه السّلام روايت نقل كرده است . در فتوحات شركت داشت و دست چپش در نبرد نهاوند قطع شد . در نبرد جمل در كنار امام عليه السّلام حضور يافت تا اين‌كه سرانجام در سال 36 ق . كشته شد . بنگريد به : تاريخ بغداد ، ج 8 ، ص 439 - ت . ( 6 ) . عنكبوت / 1 - 3 : الف ، لام ، ميم . آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مىشوند و مورد آزمايش