تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١

پايان سخن

آرى ، شايد با اين تلاش در فهم اعجاز بيانى و بررسى مسائل ابن ازرق به اين پرسش يكى از دانشجويان خود در دانشگاه قرويين پاسخ داده باشيم كه چون ديدند در فهم نصّ قرآن به خود واژهء قرآنى پايبندم و از آن به هيچ واژه‌اى ديگر عدول نمىكنم يكى از آنان از من پرسيد : مگر زبان عربى زبان قرآن نيست ، پس چرا قرآن را به واژه‌هايى كه در اين زبان است تفسير نمىكنيم ؟ ما به كمك زبان عربى دلالت واژهء قرآنى را در اين زبان در مىيابيم و در شعر فصيح كه ديوان عرب است شواهدى بر اين دلالت و مدلول مىجوييم و از حديث رسول - عليه الصّلاة و السّلام - كه مبلّغ و مبيّن قرآن است به محتواى اصلى آن مىرسيم و از طريق گفته‌هاى صحابه و مفسّران به تقويت فهمى كه از اين واژه داشته‌ايم مىپردازيم . اما پس از همهء اينها واژهء قرآنى ، برتر از اين همه برخوردار از جلالى خاص و منحصر به فرد و اعجاز خود مىماند . اگر از اين حقيقت غافل نمانده‌ايم كه وحى الهى تنها به قرآن و نه به هيچ چيز جز آن همهء مخالفان را عاجز خوانده و به رويارويى دعوت كرده و در شعر ضرورتهايى محتمل است كه به واسطهء آنها شاعر واژه‌اى يا حرفى يا اسلوبى را وا مىگذارد و به جاى آن واژه ، حرف يا اسلوب ديگرى اختيار مىكند و نيز آن محتمل است كه بر زبان راويان و تدوين كنندگان و ناسخان دستخوش تغيير گردد ؛ شايسته است از اين حقيقت نيز غافل نمانيم كه قرآن كريم براى بسيارى از واژه‌ها مدلول اسلامى خاصّ پديد آورده كه قبل از بعثت ، عرب با آن هيچ آشنايى نداشته و به همين سبب نيز اين گونه الفاظ پذيراى آن نيست كه براى آنها شاهدى از ديوان
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 631 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري